جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱٬۳۰۲ نتیجه برای «شب» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱۰۳ از ۱۰۹
- بخش ۱۶۴ - حکایت آن زنی کی فرزندش نمیزیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا جلال الدین محمد مولویتا شبی بنمود او را جنتیباقیی سبزی خوشی بی ضنتی
- بخش ۸۵ - تعجیل فرمودن پادشاه ایاز را کی زود این حکم را به فیصل رسان و منتظر مدار و «ایام بیننا» مگو کی «الانتظار موت الاحمر»، و جواب گفتن ایاز شاه را جلال الدین محمد مولویچون جهانی شبهت و اشکالجوستحرف میرانیم ما بیرون پوست
- بخش ۱۱۳ - حکایت شیخ محمد سررزی غزنوی قدس الله سره جلال الدین محمد مولویبود افطارش سر رز هر شبیهفت سال او دایم اندر مطلبی
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ جلال الدین محمد مولویبر خانه منه دست که این خانه طلسمستبا خواجه مگویید که او مست شبانهست
- غزل شمارهٔ ۵۶۷ جلال الدین محمد مولویفروبستست تدبیرم بیا ای یار شبگیرمبپرس از شاه کشمیرم کسی را کاشنا باشد
- غزل شمارهٔ ۶۳۷ جلال الدین محمد مولویپرندوش پرندوش خرابات چه سان بدبگویید بگویید اگر مست شبانید
- غزل شمارهٔ ۷۲۹ جلال الدین محمد مولویمن بر این برهان بگویم زانک آن برهان منگر همه شبههست او آن شبهه را برهان کند
- غزل شمارهٔ ۸۲۴ جلال الدین محمد مولویچرب و شیرین مینماید پاک و خوشیک شبی بگذشت با تو شد پلید
- غزل شمارهٔ ۹۶۵ جلال الدین محمد مولویتو زمین خورنده بین بخورد دانه پروردعجب این گرگ گرسنه رمه را چون شبان شود
- غزل شمارهٔ ۱۷۸۹ جلال الدین محمد مولویهر سوی، شمع و مشعله، هر سوی، بانگ و مشغلهکامشب جهانِ حامله، زاید جهانِ جاودان
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۸ جلال الدین محمد مولویشهد خدای هر شبی هست نصیبه لبیهمچو کسی که باشدش بسته به عقد چار زن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۸ جلال الدین محمد مولویچندان حیوان آن سو می خاید و می زایدچون گرگ گرو برده پنهان ز شبان ای جان
