جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۱۰۳ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۵ جلال الدین محمد مولویمن حلقههای زلفش از عشق میشمارمور نه کجا رسد کس در حد و در شمارش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۶ جلال الدین محمد مولویبیحرص کوب پایی از کوری حسد رازیرا حسد نگوید از حرص ترجمانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۸ جلال الدین محمد مولویای شاد باطلی که گریزد ز باطلیبر عشق حق بچفسد بیصمغ و بیسریش
- غزل شمارهٔ ۱۲۷۶ جلال الدین محمد مولویآنک در او عقل و وهم مینرسد از قصورگشت عیان تا که عشق کوفت بر او دست دوش
- غزل شمارهٔ ۱۲۸۶ جلال الدین محمد مولویدو سه بریشم از این ارغنون فروتر گیرکه تند میرسد آواز عقل پردازش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۰ جلال الدین محمد مولویبد هندو نمودم آینهامحسد و کینه نیست اعلامش
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۲ جلال الدین محمد مولویهر طرفی همی رسد، مست و خراب جوق جوقچون شتران مستلب، سست فکنده، کرده کف
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۸ جلال الدین محمد مولویگر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشقدررسد در حین مدد از ساقی صهبای عشق
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۳ جلال الدین محمد مولویروم چو در مهر تو آهی کننددود رسد جانب شام و عراق
- غزل شمارهٔ ۱۳۲۱ جلال الدین محمد مولویتو تیزگوش تری از همه که هر نفستز غیب میرسد از انبیا سلام علیک
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۵ جلال الدین محمد مولویتو مرا می بده و مست بخوابان و بهلچون رسد نوبت خدمت نشوم هیچ خجل
- غزل شمارهٔ ۱۳۴۶ جلال الدین محمد مولویگرد او گردم که دل را گرد کردکو رسد فریادم از غوغای دل
