جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۱۱۰ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۰ جلال الدین محمد مولویدلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداریکه امشب مینویسد زی نویسد باز فردا ری
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۶ جلال الدین محمد مولویشنودی تو که یک خامی ز مردان میبرد نامینمیترسد که خودکامی نهد داغش به پیشانی
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۲ جلال الدین محمد مولویطمع دارند و نبودشان که شاه جان کند ردشانز آهن سازد او سدشان چو ذوالقرنین آسایی
- غزل شمارهٔ ۲۵۶۸ جلال الدین محمد مولویعشاق بسی دارد من از حسد ایشانبیگانه همیباشم از غایت نزدیکی
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۹ جلال الدین محمد مولویآن دلشده خاکی کز عشق زمین بوسددر دولت تو بنهد بر پشت فلک زینی
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۹ جلال الدین محمد مولویگفتا که چه گلزار است کز وی نرسد بوییگفتم اگرت بو نیست گلزار چه میجویی
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۳ جلال الدین محمد مولویدی عقل درافتاد و به کف کرده عصاییدر حلقه رندان شده کاین مفسده تا کی
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۴ جلال الدین محمد مولویهر لحظه ز گردون برسد بانگ که ای گاوما راه سعادت بنمودیم تو دانی
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۸ جلال الدین محمد مولویای آنک به دلها ز حسد خار خلیدیاینها همه کردی و در آن گور خزیدی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵۹ جلال الدین محمد مولویزیانتر خویش را و دیگران رانباشد چون حسد در جمله هستی
- غزل شمارهٔ ۲۶۶۸ جلال الدین محمد مولویچو دانه فاسدی را دفن کردیبروید زو درخت بامعانی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۶ جلال الدین محمد مولویمکن یاد کسی ای جان شیرینکه نشناسد خزان را از بهاری
