جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۱۰۸ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۹۳۷ جلال الدین محمد مولویفراغتی دهدم عشق تو ز خویشاونداز آنک عشق تو بنیاد عافیت برکند
- غزل شمارهٔ ۹۴۹ جلال الدین محمد مولویایا بتان شکرلب چو روی شه دیدممرا جمال و کمال شما چه سود کند
- غزل شمارهٔ ۹۵۲ جلال الدین محمد مولویبگردد این رخ زردم چو صد هزار نگارز طبل دعوت من گر نگار بازآید
- غزل شمارهٔ ۹۶۰ جلال الدین محمد مولویگداز عاشق در تاب عشق کی ماندبه خدمتی که شما از پی ثواب کنید
- غزل شمارهٔ ۹۷۱ جلال الدین محمد مولویعشق تو مست و کف زنانم کردمستم و بیخودم چه دانم کرد
- غزل شمارهٔ ۹۷۲ جلال الدین محمد مولویچونک در عاشقی حشر کردندنی چو این مردم حشر میرند
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۲ جلال الدین محمد مولوینوبت آدم گذشت نوبت مرغان رسیدطبل قیامت زدند خیز که فرمان رسید
- غزل شمارهٔ ۱۰۱۶ جلال الدین محمد مولویتا دیدمی جانان خود من جویمی درمان خودکه گویمش هجران خود بنمایمش خون جگر
- غزل شمارهٔ ۱۰۵۶ جلال الدین محمد مولویبر هر که گزید خدمت توشد منصب سلطنت مقرر
- غزل شمارهٔ ۱۰۷۷ جلال الدین محمد مولویاز کنار خویش یابم هر دمی من بوی یارچون نگیرم خویش را من هر شبی اندر کنار
- غزل شمارهٔ ۱۰۸۴ جلال الدین محمد مولویاگر آتش است روزه تو زلال بین نه کوزهتری دماغت آرد چو شراب همچو آذر
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۰ جلال الدین محمد مولویحاکمی هر چه تو نامم بنهی خشنودمجان پاک تو که جان از تو شکورست و شکیر
