جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۱۱۸ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۸ جلال الدین محمد مولویتن زدم از غیرت و خامش شدممطرب عشاق بگو تن مزن
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۱ جلال الدین محمد مولویصد گونه خوشی دیدم ز اشیگفتم که لبت گفتا نچشی
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۸ جلال الدین محمد مولویقد قدم الساقی نعم السقاقد قرب المنزل نعم الوطن
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۸ جلال الدین محمد مولویمن ز لقای مردمان جانب که گریزمیگر نبدی لقایشان آینه لقای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۰ جلال الدین محمد مولویاز شوق عتاب تو آن آدم بگزیدهاز صدر جنان آمد در صف نعال تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۶ جلال الدین محمد مولویاستاره روز او است چو بر میندمد صبحگویم که بدم گوید کاستاره ما کو
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۶ جلال الدین محمد مولویکسی کو گفت دیدم شمس دین راسؤالش کن که راه آسمان کو
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۴ جلال الدین محمد مولویتو به دست من چو مرغی مردهای وقت شکارمن صیادم دام مرغانت کنم نیکو شنو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۳ جلال الدین محمد مولویخلع نعلین کند وز خود و دنیا بجهدهمچو موسی قدم صدق زند بر در او
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۸ جلال الدین محمد مولویهمه خوردند و برفتند و بماندم من و توچو مرا یافتهای صُحبتِ هر خام مجو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ جلال الدین محمد مولویدوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت:«آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو»
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۳ جلال الدین محمد مولویمن خمش کردم توام نگذاشتیهمچو چنگم سخره افغان تو
