جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۰٬۰۰۹ نتیجه برای «صد» · صفحهٔ ۱۱۷ از ۸۳۵
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ جلال الدین محمد مولویای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفتهوز صواب هر خطایت صد ختن پا کوفته
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۸ جلال الدین محمد مولویای چراغ و چشم عالم در جهان فرد آمدیتا در اسرار جهان تو صد جهان پرداخته
- غزل شمارهٔ ۲۳۷۲ جلال الدین محمد مولویکه بود آب که دارد به لطافت صفت اوکه دو صد چشمه برآرد ز دل مرمر و خاره
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۴ جلال الدین محمد مولویصد نشان بر پای جان از بند توستگرچه جان شد بینشان از سلسله
- غزل شمارهٔ ۲۳۸۷ جلال الدین محمد مولویدر صید چون درآید بس جان که او ربایدیک تیر غمزه او صد خونبهای توبه
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۰ جلال الدین محمد مولویآن آتشی که داری در عشق صاف و سادهفردا از او ببینی صد حور رو گشاده
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۱ جلال الدین محمد مولویای یک ختن شکسته ای صد ختن نمودهوز نیم غمزه ترکی سیصد طراز کرده
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۳ جلال الدین محمد مولویبا این همه دهانم گر رشک او نبستیصد جای آسمان را تو دیدیی دریده
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۶ جلال الدین محمد مولویمن آب تیره گشته در راه خیره گشتهاز ره مرا برون بر در صدر منزلم نه
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۷ جلال الدین محمد مولویصد مطرقه کشیده در یک قدح بکردهصد زین قدح کشیده چون عاقلان نشسته
- غزل شمارهٔ ۲۳۹۹ جلال الدین محمد مولویای اصل اصل دلها ای شمس حق تبریزای صد جگر کبابت تا چیست قدر گرده
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۲ جلال الدین محمد مولویصدقه از آن لعل کان بخش بر این پرزیانور ز برای تو جان صدقه ندادم مده
