جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۸۱ نتیجه برای «زلف» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱۲ از ۲۴
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۳ جلال الدین محمد مولویزلف عنبرسای او گوید به جان لولیانخیز لولی تا رسن بازی کنیم اینک رسن
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۳ جلال الدین محمد مولویپیش رویت روز مست و پیش زلفت شب خرابای که کفرت همچنان و ای که ایمان همچنین
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۶ جلال الدین محمد مولویزیر جعد زلف مشکش صد قیامت را مقامدر صفای صحن رویش آفت هر مرد و زن
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۹ جلال الدین محمد مولویروی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زنزلف او دعوی کند کاینک رسن بازی رسن
- غزل شمارهٔ ۲۰۰۳ جلال الدین محمد مولویچند گفتیم پراکنده دل آرام نیافتجز بر آن زلف پراکنده آن شاه زمن
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۹ جلال الدین محمد مولویداد ایمان داد زلف کافرتیک سر مویی ز کفر ایمان مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۴۷ جلال الدین محمد مولویجانا به حق آن شب کان زلف جعد رادر گردنم درافکن و سرمست میکشان
- غزل شمارهٔ ۲۰۶۱ جلال الدین محمد مولویپرده خوبی تو شقه زلف تو استور نه برون تافتی نور تو ای خوش ذقن
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۳ جلال الدین محمد مولویپناه گیر تو در زلف شمس تبریزیکه مشک بارد تا وارهی ز کافوران
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۵ جلال الدین محمد مولویمجنون شدهام از بهر خدازان زلف خوشت یک سلسله کن
- غزل شمارهٔ ۲۱۸۷ جلال الدین محمد مولویگران جانی مکن ای یار برگواز آن زلف و از آن رخسار برگو
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۲ جلال الدین محمد مولویای بسا فکرت باریک که چون موی شدهستوز سر زلف خوش یار ندارد سر مو
