جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۱٬۲۸۸ از ۱٬۵۰۱
- بخش ۱۲ - حکایت سلطان مراد و معمار در معنی مساوات اسلامیه اقبال لاهوریگفت از بهر خدا بخشیدمشاز برای مصطفی بخشیدمش
- بخش ۴۸ - روح هندوستان ناله و فریاد می کند اقبال لاهوریآدمیت از وجودش دردمندعصر نو از پاک و ناپاکش نژند
- بخش ۲۰ - اشتراک و ملوکیت اقبال لاهوریزانکه حق در باطل او مضمر استقلب او مؤمن دماغش کافر است
- شمارهٔ ۳۲ حافظ شیرازیدی در میان زلف بدیدم رخ نگاربر هیئتی که عقده محیط قمر شود
- شمارهٔ ۷۸ حافظ شیرازیآخر دل ریش دردمندمتا چند بدست غم سپاری
- غزل شمارهٔ ۳۲۹ حافظ شیرازیمن جرعه نوشِ بزمِ تو بودم هزار سالکی تَرکِ آبخورْد کُنَد طبعِ خوگرم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در وصف بهار سعدی شیرازیاین چه بوییست که از ساحت خلخ بدمید؟وین چه بادیست که از جانب یغما برخاست؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت سعدی شیرازیداروی تربیت از پیر طریقت بستانکادمی را بتر از علت نادانی نیست
- حکایت شمارهٔ ۱۰ سعدی شیرازیاتّفاقاً به خلافِ طبعْ از وی حرکتی بدیدم که نپسندیدم؛ دامن از او در کشیدم و مُهره برچیدم و گفتم:
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازیسالی محمد خوارزمشاه رحمة الله علیه با خَتا برای مصلحتی صلح اختیار کرد. به جامع کاشغَر در آمدم، پسری دیدم نحوی به غایتِ اعتدال و نهایتِ جمال، چنان که در امثال او گویند:
- حکایت شمارهٔ ۱۷ سعدی شیرازی… رِ اینان کاسِد. خواستم تا به طریقی کَفافِ یاران مُستَخلَص کنم. آهنگِ خدمتش کردم. دربانم رها نکرد و جَفا کرد؛ و معذورش داشتم که لطیفان گفتهاند:
- حکایت شمارهٔ ۱۸ سعدی شیرازیبه دوستی که حرام است بعد از او صحبتکه هیچ نطفه چنو آدمی نخواهد بود
