جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۱۲۹ از ۵۲۵
- غزل شمارهٔ ۲۰۹۲ جلال الدین محمد مولویآخر تو شبی رحمی نکنیبر رنگ و رخ همچون زر من
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۷ جلال الدین محمد مولویرخم از عشق همچو زر ز تو بر من هزار اثرصنما سوی من نگر که چنانم به جان تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۵ جلال الدین محمد مولویعزت زر بود اگر محنت او شود شررهیبت و بیم شیر دان بستن او به سلسله
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ جلال الدین محمد مولویآبی میان جو روان آبی لب جو بسته یخآن تیزرو این سست رو هین تیز رو تا نفسری
- غزل شمارهٔ ۲۵۳۳ جلال الدین محمد مولویچو با مستان او گردی اگر مسی تو زر گردیوگر پایی تو سر گردی وگر گنگی شوی قاری
- غزل شمارهٔ ۲۵۴۰ جلال الدین محمد مولویتو هر چیزی که میجویی مجویش جز ز کان اوکه از زر هم زری یابند و از ارزیز ارزیزی
- غزل شمارهٔ ۲۶۲۶ جلال الدین محمد مولویهر خاک که در دست گرفتی همه زر شدشد لعل و زمرد ز تو سنگی که گزیدی
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۱ جلال الدین محمد مولویآن سیمبر اندر بر سیمین تو آیدکو را چو نثار زر از این خاک بچیدی
- غزل شمارهٔ ۲۸۴۰ جلال الدین محمد مولویچه خوش است زر خالص چو به آتش اندرآیدچو کند درون آتش هنر و گهرنمایی
- بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد جلال الدین محمد مولویبهر آنست امتحانِ نیک و بَدتا بجوشد بر سر آرد زر زَبَد
- بخش ۸۱ - متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرونشو و مخلص یافتن جلال الدین محمد مولویوآن دگر در هر دو طعنه میزندوآن دگر از زرق جانی میکند
- بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست جلال الدین محمد مولویزر عقلت ریزه است ای متهمبر قراضه مهر سکه چون نهم
