جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲٬۰۳۲ نتیجه برای «چند» با فیلتر مثنوی · صفحهٔ ۱۳۰ از ۱۷۰
- بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیهالسلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی میکرد و از تنعم منع میکرد جلال الدین محمد مولویگوشمال محنت بیزینهارداغها بر داغها چندین هزار
- بخش ۳ - حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سختدلان و بیاعتقادان کردی جلال الدین محمد مولویخبث و ظلم و جور چندان ساختندکه مرا از شر به خیر انداختند
- بخش ۱۷ - قصهٔ دیدن خلیفه لیلی را جلال الدین محمد مولویابلهی صیّاد آن سایه شودمیدود چندانکه بیمایه شود
- بخش ۴۱ - طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویش جلال الدین محمد مولویناصحان گفتند از حد مگذرانمرکبِ استیزه را چندین مران
- بخش ۳۱ - معاتبهٔ مصطفی علیهالسلام با صدیق رضی الله عنه کی ترا وصیت کردم کی به شرکت من بخر تو چرا بهر خود تنها خریدی و عذر او جلال الدین محمد مولویآنچنان کر شد عدو رشکخوگوید این چندین دهل را بانگ کو
- بخش ۱۲ - حکایت آن صیادی کی خویشتن در گیاه پیچیده بود و دستهٔ گل و لاله را کلهوار به سر فرو کشیده تا مرغان او را گیاه پندارند و آن مرغ زیرک بوی برد اندکی کی این آدمیست کی برین شکل گیاه ندیدم اما هم تمام بوی نبرد به افسون او مغرور شد زیرا در ادراک اول قاطعی نداشت در ادراک مکر دوم قاطعی داشت و هو الحرص و الطمع لا سیما عند فرط الحاجة و الفقر قال النبی صلی الله علیه و سلم کاد الفقر ان یکون کفرا جلال الدین محمد مولویدانهٔ چندی نهاده بر زمینوآن صیاد آنجا نشسته در کمین
- بخش ۱۳۵ - و همچنین قد جف القلم یعنی جف القلم و کتب لا یستوی الطاعة والمعصیة لا یستوی الامانة و السرقة جف القلم ان لا یستوی الشکر و الکفران جف القلم ان الله لا یضیع اجر المحسنین جلال الدین محمد مولویکه ز دست من برون رفتست کارپیش من چندین میا چندین مزار
- بخش ۸۹ - در بیان آنک دعای عارف واصل و درخواست او از حق همچو درخواست حقست از خویشتن کی کنت له سمعا و بصرا و لسانا و یدا و قوله و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی و آیات و اخبار و آثار درین بسیارست و شرح سبب ساختن حق تا مجرم را گوش گرفته بتوبهٔ نصوح آورد جلال الدین محمد مولویای خدا و ای خدا چندان بگفتکه آن در و دیوار با او گشت جفت
- بخش ۶ ابوالقاسم فردوسیهنر یافته مرد سنگی به جنگنجوید گه رزم چندین درنگ
- پادشاهی اورمزد نرسی ابوالقاسم فردوسیبه چندین زمان تخت بیکار بودسر مهتران پر ز تیمار بود
- بخش ۶۲ ابوالقاسم فردوسیز نخچیر و از می به یکسو کشیدبدان چندگه روی کس را ندید
- بخش ۴۷ ابوالقاسم فردوسیکنون پادشاهی جز آن هرچه هستبگیرید چندان که باید به دست
