جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۸۳۷ نتیجه برای «آخر» · صفحهٔ ۱۳۵ از ۳۲۰
- غزل شمارهٔ ۳۷۸ خاقانی شروانیخون ریخته میبینی گوئی که نه خون توستاز غمزه بپرس آخر کهاین خونِ که میریزی
- شمارهٔ ۳۸ - دریغ وحشی بافقیبه کارش کرده زهری آخر کارکه جز جان دادنش درمان نبوده
- شمارهٔ ۵۵ وحشی بافقیآخر ای صاحب متاعِ حسن این دشنام چیستدر سرِ دریوزه گر از
- شمارهٔ ۱۴۵ وحشی بافقیرسم این میباشد ای دیر آشنای زود سرآنهمه لاف وفا آخر همین مقدار بود
- شمارهٔ ۱۶۱ وحشی بافقیعشوههای چشم را کان غمزه میخوانند و نازمن گرفتم سحر شد آخر نه باطل میشود
- شمارهٔ ۱۹۹ وحشی بافقیمگو وحشی که بگشاید در امید ما آخرخدا بگشاید این در، آخر ای نادان که بگشاید
- شمارهٔ ۲۲۰ وحشی بافقیوحشی دگر نیاید سویم عروس دولتروزی بیاید آخر گر این زمان نیاید
- شمارهٔ ۲۴۸ وحشی بافقیزمان اول حسن است و هستش فتنهها درپیالاهی در امان از فتنهٔ آخر زمان دارش
- شمارهٔ ۲۷۸ وحشی بافقیشراب لطفْ پُر در جام میریزی و میترسمکه زود آخِر شود این باده و من در خُمار افتم
- شمارهٔ ۲۸۳ وحشی بافقیوحشی این عشق بد افتاد عجب گر آخردر سر حسرت رخسار نکویش نروم
- شمارهٔ ۳۴۳ وحشی بافقیسر و جانست در راهت نه آخر سنگ خاکست اینبه استغنات میرم گه نگاهی زیر پا میکن
- شمارهٔ ۳۴۷ وحشی بافقیوحشی چه پرهیزی برو! خود را بزن بر تیغ اوآخر تو را چون میکشد این درد بی درمان تو
