جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۵۲ از ۱٬۶۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۷ جلال الدین محمد مولویعطاردوار دفترباره بودمزبردست ادیبان می نشستم
- غزل شمارهٔ ۱۵۰۹ جلال الدین محمد مولویسفر کردم به هر شهری دویدمچو شهر عشق من شهری ندیدم
- غزل شمارهٔ ۱۵۲۰ جلال الدین محمد مولویمرا از کاف و نون آورد در داماز آن هیبت دوتا چون کاف و نونم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۷ جلال الدین محمد مولویگه چو گردون از مه و خورشید اشکم پر کنیمگر چو خورشید آبها را جمله بیاشکم خوریم
- غزل شمارهٔ ۱۶۰۴ جلال الدین محمد مولویبده آن باده دوشین که من از نوش تو مستمبده ای حاتم عالم قدح زفت به دستم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۲ جلال الدین محمد مولوینه چو گردون نه چو چرخم نه چو مرغم نه چو فرخمنه چو مریخ سلح کش نه چو مه نیمه وزیرم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱۹ جلال الدین محمد مولویهله تا دوی نباشد کهن و نوی نباشدکه در این مقام عشرت من از آن جمع فردم
- غزل شمارهٔ ۱۶۲۳ جلال الدین محمد مولویخمشان بس خجسته لب و چشم برببستهز رهی که کس نداند به ضمیرشان دویدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۳ جلال الدین محمد مولویشهر ما از شه ما جنت و فردوس خوش استمن ز فردوس و ز جنت به سقر می نروم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۵ جلال الدین محمد مولویدوش می گفت جانم کای سپهر معظمبس معلق زنانی شعلهها اندر اشکم
- غزل شمارهٔ ۱۶۷۳ جلال الدین محمد مولویخواه چوگان ساز ما را خواه گویدولت این بس که به میدان توییم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰۵ جلال الدین محمد مولویرو را بشو و پاک شو از بهر دید ماور نی تو دور باش که ما شاهد خودیم
