جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۷٬۰۰۰ نتیجه برای «نی» · صفحهٔ ۱۵۱ از ۲٬۲۵۰
- غزل شمارهٔ ۳۰۷۳ جلال الدین محمد مولویکی دیدهست چنین روز با چنان روزیکه واخرد همه را از شبی و شبکوری
- بخش ۹۱ - رجوع کردن به قصهٔ طلب کردن آن موش آن چغز را لبلب جو و کشیدن سر رشته تا چغز را در آب خبر شود از طلب او جلال الدین محمد مولویچون بر آمد بر هوا موش از غرابمنسحب شد چغز نیز از قعر آب
- بخش ۵ - قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وی جلال الدین محمد مولویگفت آخر خلوتست و خلق نیآب حاضر تشنهٔ همچون منی
- بخش ۱۵ - گفتن آن جهود علی را کرم الله وجهه کی اگر اعتماد داری بر حافظی حق از سر این کوشک خود را در انداز و جواب گفتن امیرالمؤمنین او را جلال الدین محمد مولویگفت آری او حفیظست و غنیهستی ما را ز طفلی و منی
- بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیتاند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند جلال الدین محمد مولویموسی و فرعون معنی را رهیظاهر آن ره دارد و این بیرهی
- بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز میریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمیرسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب میآورد جلال الدین محمد مولویگفت قصدم زین فشاندن جوز نیستتیزتر بنگر برین ظاهر مهایست
- بخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن مؤمن و بیصبری او در بلا به اضطراب و بیقراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهند جلال الدین محمد مولویکه چرا آتش به من در میزنیچون خریدی چون نگونم میکنی
- بخش ۷۴ - رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اوّل نیافت جلال الدین محمد مولوینامهٔ دیگر نوشت آن بدگمانپر ز تشنیع و نفیر و پر فغان
- بیست و هفتم جلال الدین محمد مولویآن نی که دم تو خورد روزیبازش ز دم خوشت نواده
- بخش ۶۸ - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخنویسان آن در جهت رصد جلال الدین محمد مولویآن شنیدی داستان بایزیدکه ز حال بوالحسن پیشین چه دید
- بخش ۱۰۲ - مشورت کردن فرعون با ایسیه در ایمان آوردن به موسی علیهالسلام جلال الدین محمد مولویبس عنایتهاست متن این مقالزود در یاب ای شه نیکو خصال
- بخش ۴۶ - لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرة الفوت جلال الدین محمد مولویراست گفتهست آن سپهدار بشرکه هر آنک کرد از دنیا گذر
