جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۱۵۳ از ۵۱۰
- شمارهٔ ۳۴۶ جامیز بس که درد و غم آرد فسانه جامیبه هر کجا که تویی شرح حال او نکنم
- شمارهٔ ۳۵۰ جامینتوان علاج درد تو گر خود طبیب راصد بار حقه های مداوا تهی شود
- شمارهٔ ۳۵۶ جامیز درد هجر عذابی ست ناله رحمی کنکه در فراق تو جامی بسی عذاب کشید
- شمارهٔ ۳۵۹ جامیدردا که عشق یار به دیوانگی کشیدخط جنون به دفتر فرزانگی کشید
- شمارهٔ ۳۶۲ جامیبه دور چشم تو با دلق زهد نزدیک استکه رند دردکش و مست جامه چاک شوم
- شمارهٔ ۳۸۴ جامیبه هرزه درد سر خویش داد و رنج طبیبکسی که بر سر بیمار دل طبیب آورد
- شمارهٔ ۳۹۶ جامیخوش آنکه چون ز سرم دردمند شد کف پایتزدی به پای سرم را که روچه درد سر است این
- شمارهٔ ۳۹۶ جامیتبخاله نیست بر لبم این آبله که جانخیمه ز داغ و درد درون بر کرانه زد
- شمارهٔ ۴۰۱ جامیچند سگانت کشند درد سر پاسبانپاس شبت را بس است دیده بیدار من
- شمارهٔ ۴۰۲ جامیگفتمش دارم دلی پر درد بی پیکان توگفت یارب هیچ کس را درد بی مرهم مباد
- شمارهٔ ۴۰۳ جامیدل من نامه درد است و عنوان چهره پرخوناگر مضمون نمی خوانی نظر در نقش عنوان کن
- شمارهٔ ۴۰۹ جامیمرا ز درد جدایی چه غم که با لیلیچنان شدم که ندانم که این منم یا او
