جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۵۵۵ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفیتری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون جلال الدین محمد مولویوانک ایشان را شکر باشد اجلچون نظرشان مست باشد در دول
- بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا میکرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج جلال الدین محمد مولویچون زمین را پا نباشد جود توابر را راند به سوی او دوتو
- بخش ۱۲۰ - اختیار کردن پادشاه دختر درویش زاهدی را از جهت پسر و اعتراض کردن اهل حرم و ننگ داشتن ایشان از پیوندی درویش جلال الدین محمد مولویقلتی کان از قناعت وز تقاستآن ز فقر و قلت دونان جداست
- بخش ۱۹۳ - عشق جالینوس برین حیات دنیا بود کی هنر او همینجا بکار میآید هنری نورزیده است کی در آن بازار بکار آید آنجا خود را به عوام یکسان میبیند جلال الدین محمد مولویگوشه گوشه میجهد سوی دوامرگ چون قاضیست و رنجوری گوا
- بخش ۵ - قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وی جلال الدین محمد مولویمیکند یک باد را زهر سموممر صبا را میکند خرمقدوم
- بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن جلال الدین محمد مولویغیر آواز عزیزان در صُدورکه بوَد از عکسِ دَمْشان نفخِ صور
- بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر جلال الدین محمد مولویگاو چون معذور نبود در فضولصاحب گاو از چه معذورست و دول
- سیپنجم جلال الدین محمد مولویخداوند شمس دین دریای جانبخشتو شورستان درین دولت، مواتی
- بخش ۱۱۷ - مثال دیگر هم درین معنی جلال الدین محمد مولویدر پی تعبیر آن تو عمرهامیدوی سوی شهان با دها
- بخش ۲۲۷ - حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانی جلال الدین محمد مولویرقعه گر بر پر مرغی دوختیپر مرغ از تف رقعه سوختی
- بخش ۳ - بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیلبچگان جلال الدین محمد مولویاو همیبیند که آن از بهر اوستچشم دشمن بسته زان و چشم دوست
- بخش ۱۷۱ - عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کند و او را به او دهد و دانست کی آن فتنه جزای او بود و قصد او بود و ظلم او بر صاحب موصل کی و من اساء فعلیها و ان ربک لبالمرصاد و ترسیدن کی اگر انتقام کشد آن انتقام هم بر سر او آید چنانک این ظلم و طمع بر سرش آمد جلال الدین محمد مولویبارها من امتحانش کردهامخوبتر از تو بدو بسپردهام
