جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۷۰۱ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۵ جلال الدین محمد مولویچه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنوندلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۹ جلال الدین محمد مولویمنم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدیندلم پرنیش هجران است بهر نوش شمس الدین
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۴ جلال الدین محمد مولویهم پردهٔ من میدر هم خون دلم میخورآخر نه توی با من شاباش زهی ای من
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۶ جلال الدین محمد مولویچو مستان شیشه اندر دست دارنددلی کو هست چون مرمر برون کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۰ جلال الدین محمد مولویچون باشد شهر شهریارابی دولت داد و عدل سلطان
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۵ جلال الدین محمد مولویویرانه ز توست چون تو رفتیمعمور شود به عدل سلطان
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۵ جلال الدین محمد مولویدلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهانگر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۰ جلال الدین محمد مولویمطربا این دف برای عشق شاه دلبر استمفخر تبریز جان جان جانها شمس دین
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۹ جلال الدین محمد مولویخیرهکَشیست ما را، دارد دلی چو خارابُکْشد، کَسَش نگوید: «تدبیرِ خونبها کن»
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۱ جلال الدین محمد مولویپیوند کردهای کرم و لطف با دلمپیوند کرده را چه جدا میکنی مکن
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۳ جلال الدین محمد مولویدلا تو شهد منه در دهان رنجورانحدیث چشم مگو با جماعت کوران
- غزل شمارهٔ ۲۰۷۴ جلال الدین محمد مولویدلا دو دست برآور سبک به گردن عشقاگر چه دارد او خون خلق در گردن
