جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۸۱ نتیجه برای «زلف» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱۸ از ۲۴
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ جلال الدین محمد مولویچون آینه جان نقش تو در دل بگرفتهستدل در سر زلف تو فرورفته چو شانهست
- غزل شمارهٔ ۴۵۲ جلال الدین محمد مولویزان طرههای زلف کمرساز بنده راکز شهر دررمیدم کهسارم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۵ جلال الدین محمد مولوییعقوب وطن ساخت به جان طره شب راتا بوسه زد آخر به رخ و زلف پسر بر
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۱ جلال الدین محمد مولویقامت عرعریت قامت ما دوتا کردنادری ذقن و زلف چو زنار مگیر
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۱ جلال الدین محمد مولویگر چهره بنماید صنم، پُر شو از او چون آینه.ور زلف بگشاید صنم، رو شانه شو؛ رو شانه شو.
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۷ جلال الدین محمد مولویبرای امتحان مرغ جان عاشق وحشیبلا چون ضربت دامی و زلف یار چون دامی
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۰ جلال الدین محمد مولویواجب کند ای دوست که آرم به صد اخلاصدر سایه زلف تو مناجات افندی
- غزل شمارهٔ ۳۰۴۷ جلال الدین محمد مولویبه ضرب دستش بنگر به چشم مستش بنگربه زلف شستش بنگر به هر چه هستش بنگر
- بخش ۷۵ - بیان آنک آنچ بیان کرده میشود صورت قصه است وانگه آن صورتیست کی در خورد این صورت گیرانست و درخورد آینهٔ تصویر ایشان و از قدوسیتی کی حقیقت این قصه راست نطق را ازین تنزیل شرم میآید و از خجالت سر و ریش و قلم گم میکند و العاقل یکفیه الاشاره جلال الدین محمد مولویغیرِ آن زنجیرِ زلفِ دلبرمگر دو صد زنجیر آری بر دَرَم
- بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بینوایی خویشتن جلال الدین محمد مولویآنک زلف جعد و رعنا باشدشچون کلاهش رفت خوشتر آیدش
- سی و هشتم جلال الدین محمد مولویزیرا که فضای بیامانستآن زلف معنبر مشوش
- بخش ۱۷ - شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس جلال الدین محمد مولویگه به درویشی کنم تهدیدشانگه به زلف و خال بندم دیدشان
