جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۱٬۹۴۲ نتیجه برای «گل» · صفحهٔ ۱۸۰ از ۹۹۶
- غزل شمارهٔ ۲۸۴۸ جلال الدین محمد مولویز شراب چون عقیقت شکفد گل حقیقتکه حیات مرغ زاری و بهار مرغزاری
- غزل شمارهٔ ۲۸۵۴ جلال الدین محمد مولویبرسید لک لک جان که بهار شد کجاییبشکفت جمله عالم گل و برگ جان فزایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۷۱ جلال الدین محمد مولویکی میان من و آن یار بگنجد موییکی در آن گلشن و گلزار بخسپد ماری
- غزل شمارهٔ ۲۸۷۳ جلال الدین محمد مولویپر فروشوی از این آب و گل و باش سبکپی یاران پریده چه کنی که نپری
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۲ جلال الدین محمد مولویهر کی بندی است از این آب و از این گل برهدگر تو یک بند از آن طره بر این بنده زنی
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۹ جلال الدین محمد مولویهر که در عهد تو از جور زمانه گله کردسزد ار کفش جفا بر دهن او بزنی
- غزل شمارهٔ ۲۸۹۴ جلال الدین محمد مولویهمچو آبی اندر این گل ماندهایپس به پاک از آب و از گل کی رسی
- غزل شمارهٔ ۲۹۰۸ جلال الدین محمد مولویخوش برآمد آن گل صدبرگ منسبزتر شد سبزه زارم اندکی
- غزل شمارهٔ ۲۹۱۷ جلال الدین محمد مولویهیچ خمری بیخماری دیدهایهیچ گل بیزخم خاری دیدهای
- غزل شمارهٔ ۲۹۲۱ جلال الدین محمد مولویاین همه بگذشت آن سرو سهیخوش برآید همچو گل با ما؟ بلی
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۰ جلال الدین محمد مولویتو چرا همچو گل خندانیتو چرا تازه چو شاخ شجری
- غزل شمارهٔ ۲۹۳۲ جلال الدین محمد مولویعیسی روزگاری سیاح باش در شبدر آب و در گل ای جان تا همچو خر نخسپی
