جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۱۸۳ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ خاقانی شروانیاندرین خمخانه صافی از پی دُرد است و مادُرد پُر خوردیم اکنون صاف میباید مزید
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ خاقانی شروانیتو را نازی است اندر سر که عالم برنمیتابدمرا دردی است اندر دل که مرهم برنمیتابد
- شمارهٔ ۱۴۴ خاقانی شروانینه گل به نسبت خاکی نخست درد سر آردچو یافت صحبت آتش نه درد سر بنشاند
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ خاقانی شروانیهان! چشم من است ساقی و اشکمدُرد است و رخم سفال را ماند
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ خاقانی شروانیدل هم از درد به جانی به از آنکهر طبیبی مجسش نشناسد
- شمارهٔ ۱۶۵ - در ستایش موفق الدین عبد الغفار خاقانی شروانیای زهر تو دستگیر تریاقوی درد تو پایمرد درمان
- غزل شمارهٔ ۱۹۲ خاقانی شروانیشاهد دل ناشتاست درد زبان گز بدهمطرب جان خوش نواست نغمهٔ موزون بیار
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ خاقانی شروانیدل کشتهام در پای تو شب زنده دارم لاجرمخوابم همه شب کاسته زین درد روز افزون نگر
- شمارهٔ ۲۰۱ - مطلع دوم خاقانی شروانیخاقانی و درد نهان، خون دل از ناخن چکانوز ناخن غم هر زمان مجروح رخسار آمده
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ خاقانی شروانیصبحا به گلاب ژاله بنشاناین درد سری که شب کشیدم
- شمارهٔ ۲۲۰ خاقانی شروانیسخت نومیدم ز امید بهیدرد نومیدی من بین ای دریغ
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ خاقانی شروانیداریم درد فرقت یاران گمان مبرکهاندوهِ بود یا غمِ نابود میبریم
