جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۸۱ نتیجه برای «زلف» با فیلتر مولانا · صفحهٔ ۱۹ از ۲۴
- غزل شمارهٔ ۱۰۳۳ جلال الدین محمد مولویای کافر زلف تو شاه حشم زنگیفریاد که ایمان شد اندر سر تو کافر
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۲ جلال الدین محمد مولویوادی ز بوی دوست مرا رهبری شدهکان بو نه مشک دارد نی زلف عنبری
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۹ جلال الدین محمد مولویبرو ای شب ز پیش من مپیچان زلف و گیسو راکه جز آن جعد و گیسو را نمیدانم نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۲۴۹۸ جلال الدین محمد مولویگهی از زلف خود داده به مؤمن نقش حبل اللهز پیچ جعد خود داده به ترسایان چلیپایی
- بخش ۱۹ - سبب آنک فرجی را نام فرجی نهادند از اول جلال الدین محمد مولویهست بر زلف و رخ از جرعهش نشانخاک را شاهان همیلیسند از آن
- چهارم جلال الدین محمد مولویدستها را همه در دامن خورشید زنیدهمه جمعیت ازان زلف پریشان آرید
- بیستم جلال الدین محمد مولویهله درده می بگزیده که مهمان تومز پریشانی زلف توپریشان توم
- پنجم جلال الدین محمد مولویسیاهی غم ار شاد شوم معذورمکه ببردست از آن زلف سیه یک سر مو
- بیست و دوم جلال الدین محمد مولویرسن زلف تو گر زانک درین دام فتدصد دل و جان بزند دست به هر پیچ و شکن
- بخش ۶۱ - نصیحت دنیا اهل دنیا را به زبان حال و بیوفایی خود را نمودن به وفا طمع دارندگان ازو جلال الدین محمد مولویزلف جعد مشکبار عقلبرآخرا چون دم زشت خنگ خر
- چهلم جلال الدین محمد مولویشه خوشعذار را بین، که گرفت باده بخشیسر زلف یار را بین، که گرفت مشک بیزی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۴ جلال الدین محمد مولویگفته به رخ بخند خوش گفته به زلف پرده کشگفته به باد درربا پرده ز روی عبهری
