جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۲۰۷ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۷ جلال الدین محمد مولویبرد همه رخت مرا نیست مرا برگ کهیآنک ز گنج زر او من نرسیدم به جوی
- غزل شمارهٔ ۲۴۷۸ جلال الدین محمد مولویاز رحموت گشتهای در رهبوت رفتهایتا دم مهر نشنوی تا سوی دوست ننگری
- غزل شمارهٔ ۲۵۰۰ جلال الدین محمد مولویچو آمد موسی عمران چرا از آل فرعونیچو آمد عیسی خوش دم چرا همدم نمیگردی
- غزل شمارهٔ ۲۵۱۳ جلال الدین محمد مولویبماند آن نادره دستان ولیکن ساقی مستانگرفت این دم گلوی من که بفشارم گر افزویی
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۰ جلال الدین محمد مولویچو دیدی شمس تبریزی ز جان کردی شکرریزیدر آن دم هر دو جا باشی درون مصر و بیرونی
- غزل شمارهٔ ۲۵۹۷ جلال الدین محمد مولویمهمان توام ای جان ای شادی هر مهمانشاید که ز بخشایش این دم سر من خاری
- غزل شمارهٔ ۲۶۰۶ جلال الدین محمد مولویمانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانیخویش من و پیوندی نی همره و مهمانی
- غزل شمارهٔ ۲۶۱۸ جلال الدین محمد مولویجانها همه پا کوبند آن لحظه که دل کوبیدل نیز شکر خاید آن دم که جگر خایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۴ جلال الدین محمد مولویچه جای مکان است و چه سودای زمان استای هر دو شده از دم تو نادره لانی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷۳ جلال الدین محمد مولویمثالی لایق آن روی خوبتبسی شبها ز حق کردم گدایی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸۵ جلال الدین محمد مولویهمه صحرا گل است و ارغوان استبدان یک دم که در صحرا دمیدی
- غزل شمارهٔ ۲۶۹۲ جلال الدین محمد مولویمنم نای تو معذورم در این بانگکه بر من هر دمی دم میگماری
