جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۱۱۳ نتیجه برای «درد» · صفحهٔ ۲۲۱ از ۵۱۰
- غزل شمارهٔ ۶۶۰۴ صائبحضور دل ز غم و درد عشق می داندسمندری که به دریای آتش افتاده
- غزل شمارهٔ ۶۶۰۷ صائبز داغ من جگر سنگ آب گردیدهز درد من کمر کوه پیچ و تاب زده
- غزل شمارهٔ ۶۶۸۱ صائبمی شود آخر بیابان مرگ، بی درد طلبچون خضر هر گام اگر صد رهنما دارد کسی
- غزل شمارهٔ ۶۷۱۴ صائبتا نگردد استخوانش توتیا از بار دردجان روشن، دیده انور ندارد آدمی
- غزل شمارهٔ ۶۷۲۷ صائبمیشود اسباب حسرت وقت رفتن زین جهانهرچه غیر از درد و داغ عشق حاصل میکنی
- غزل شمارهٔ ۶۷۵۷ صائبز دردش لذتی دارم که از درمان بود خوشترز عشق او نمی دارم که غمخوارست پنداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۱ صائبشرر می ریزد از تیغ زبان چون تیشه عاشق رادلی از سنگ می باید به درد ما کند گوشی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۵ صائباگر چه آب و خاک من عمارت برنمی داردز درد باده کن تعمیر این ویرانه ای ساقی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۶ صائببه قدر درد اگر می ساختم دل از فغان خالیجگرگاه زمین می شد، ز خواب آلودگان خالی
- غزل شمارهٔ ۶۷۹۰ صائبنمی شد اینقدر بیماری جانکاه من سنگینز درد من اگر آن سنگدل می داشت پروایی
- غزل شمارهٔ ۶۷۹۹ صائبشکوه از درد نمودن گل بی دردیهاستشکر کن شکر که شایسته درمان شدهای
- غزل شمارهٔ ۶۸۳۹ صائبمبر از درد شکایت به طبیبان زنهارکه ز یک درد به صد درد گرفتار شوی
