جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۲۲۶ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۰ جلال الدین محمد مولویوانگهان چون گازری از گازران درویشتروانگهان چون آفتابی آفتاب هر دیار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۱ جلال الدین محمد مولویچون به لشکرگاه عشق آیی دو دیده وام کنوانگهان از یک نظر آن وامها را میگزار
- غزل شمارهٔ ۱۰۶۸ جلال الدین محمد مولویبلک دریاییست عشق و موج رحمت میزندابر بفرستد به دوران و به نزدیکان گهر
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۶ جلال الدین محمد مولویعشق دریاییست و موجش ناپدیدآب دریا آتش و موجش گهر
- غزل شمارهٔ ۱۰۹۹ جلال الدین محمد مولویسوی بحر شمس تبریزی گریزتا برآرد ز آینه جانت گهر
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۵ جلال الدین محمد مولوینقش خوبت در میان جان ماآتش و شور افکند وانگه چه شور
- غزل شمارهٔ ۱۱۱۳ جلال الدین محمد مولویای گنج مغفرت را وی بحر مرحمت رامن غیر درگهت را شانی و چیز دیگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۲۵ جلال الدین محمد مولویغیر دل و غیر تن هست تو را گوهریبیخبری زان گهر تا نشوی بیخبر
- غزل شمارهٔ ۱۱۴۳ جلال الدین محمد مولوینگه مکن تو به خورشید چونک درتابدبه گاه شام ورا زرد و شرمسار نگر
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۳ جلال الدین محمد مولویجهان شکارگهی دان ز هر طرف صیدیدرآ چو شیر به جز شیر نر شکار مگیر
- غزل شمارهٔ ۱۱۵۶ جلال الدین محمد مولویتا بنگریست طفل گهوارهکی دهد شیر مادر غمخوار
- غزل شمارهٔ ۱۱۶۲ جلال الدین محمد مولویعاشق و مست و آنگهی توبهترک سالوس آن فسونگر گیر
