جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۸۸ نتیجه برای «یکی» · صفحهٔ ۲۲۶ از ۴۲۴
- بخش ۱۱۷ - گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقان جلال الدین محمد مولویآن یکی در پی دوید و گفت خیردر پیت کس نیست چه گریزی چو طیر
- بخش ۲۲۷ - حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانی جلال الدین محمد مولویشحم و لحم زندگان یکسان بودآن یکی غمگین دگر شادان بود
- بخش ۳ - بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیلبچگان جلال الدین محمد مولویو آن یکی بینی در آن دلق کهنچون نبات اندیشه و شکر سخن
- بخش ۱۷۱ - عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کند و او را به او دهد و دانست کی آن فتنه جزای او بود و قصد او بود و ظلم او بر صاحب موصل کی و من اساء فعلیها و ان ربک لبالمرصاد و ترسیدن کی اگر انتقام کشد آن انتقام هم بر سر او آید چنانک این ظلم و طمع بر سرش آمد جلال الدین محمد مولویتا نگردد او ز رویم شرمسارکو یکی بد کرد و نیکی صد هزار
- بخش ۷۴ - قصهٔ ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانش را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب محکمی در و گرانی قفل جلال الدین محمد مولویکه امرِ سلطانست بر حُجره زنیمهر یکی هَمیانِ زر در کِش کنیم
- بخش ۳۴ - منازعت امرا در ولی عهدی جلال الدین محمد مولویهر یکی را تیغ و طوماری به دستدرهم افتادند چون پیلانِ مست
- بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه جلال الدین محمد مولویصد هزاران مرد پنهان در یکیصد کمان و تیر درج ناوکی
- بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز میریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمیرسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب میآورد جلال الدین محمد مولویآن یکی نایی خوش نی میزدستناگهان از مقعدش بادی بجست
- بخش ۷۴ - رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اوّل نیافت جلال الدین محمد مولویکه یکی رقعه نبشتم پیش شهای عجب آنجا رسید و یافت ره
- بیست و هفتم جلال الدین محمد مولویهر سیلی او چو ذوالفقاریهر نکتهٔ او یکی سنانی
- بخش ۷۶ - امیر کردن رسول علیهالسلام جوان هذیلی را بر سریهای کی در آن پیران و جنگ آزمودگان بودند جلال الدین محمد مولویهمچنین هر حس یک یک میشمرهر یکی معزول از آن کار دگر
- بخش ۷۰ - پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسید جلال الدین محمد مولویآتشی کو باد دارد در بُروتهم یکی بادی برو خوانَد یموت
