جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۲۵ از ۴۲۱
- غزل شمارهٔ ۷۵۲ بیدل دهلویسدِِّ راهِ کس مبادا دورباشِ امتیازهر دو عالم خلوتِ یار است و ما را بار نیست
- غزل شمارهٔ ۸۱۱ بیدل دهلویلخت دل را سد راه نالهکردن مشکل استدست رد از برگگل نتوان به روی باد داشت
- غزل شمارهٔ ۱۱۰۵ بیدل دهلویپاس وقار و سد سکندر برابر استجز آبرو چو تیغ نشاید حصار مرد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ بیدل دهلویتدبیر صنایع شود از مرگ حصارتآیینه اگر سد سکندر شده باشد
- غزل شمارهٔ ۱۶۵۷ بیدل دهلویپست و بلند مژگانسد ره نگه چنداوراق این گلستان بر هم گذار و بگذر
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۴ بیدل دهلویسر شاخ طوبی و سدره هم ز ثمر کشد به زمین علمبه کجاست گردن همتی که نمیرسد به خم از طمع
- غزل شمارهٔ ۲۱۷۳ بیدل دهلویمفت رندانگر تکلفها نباشد سد راهبی ازار افتاده است از هند تا کشمیر شرم
- بخش ۷ - زمزمهٔ انجم اقبال لاهوریضرب قلندری بیار سد سکندری شکنرسم کلیم تازه کن رونق ساحری شکن
- بخش ۹۷ - مثل دوبین همچو آن غریب شهر کاش عمر نام کی از یک دکانش به سبب این به آن دکان دیگر حواله کرد و او فهم نکرد کی همه دکان یکیست درین معنی کی به عمر نان نفروشند هم اینجا تدارک کنم من غلط کردم نامم عمر نیست چون بدین دکان توبه و تدارک کنم نان یابم از همه دکانهای این شهر و اگر بیتدارک همچنین عمر نام باشم ازین دکان در گذرم محرومم و احولم و این دکانها را از هم جدا دانستهام جلال الدین محمد مولویچشم ازین آب از حول حر میشودعکس میبیند سد پر میشود
- بخش ۷۳ - متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش را جلال الدین محمد مولویبلک در هاروت و ماروت آن شراباز عروج چرخشان شد سد باب
- بخش ۹۲ - حمله بردن این جهانیان بر آن جهانیان و تاختن بردن تا سینور ذر و نسل کی سر حد غیب است و غفلت ایشان از کمین کی چون غازی به غزا نرود کافر تاختن آورد جلال الدین محمد مولویسد شدی دربندها را ای لجوجکوری تو کرد سرهنگی خروج
- بخش ۴۶ ابوالقاسم فردوسیگذشتم ازین سد اسکندریهمه بهتری باد و نیکاختری
