جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۲۵۷ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۳۲۵ جلال الدین محمد مولویاگر گیری ور اندازی چه غم داری چه کم داریکه عاشق هر طرف این جا بیابان در بیابانست
- غزل شمارهٔ ۴۴۴ جلال الدین محمد مولویبشنو نوای نای کز آن نفخه بانواستدرکش شراب لعل که غم در کشاکش است
- غزل شمارهٔ ۴۵۰ جلال الدین محمد مولویقدم کمان شد از غم و دادم نشان کژبا عشق همچو تیرم اینک نشان راست
- غزل شمارهٔ ۴۵۹ جلال الدین محمد مولویهندوی ساقی دل خویشم که بزم ساختتا ترک غم نتازد کامروز طوی نیست
- غزل شمارهٔ ۴۶۰ جلال الدین محمد مولویشب چه بود روز نیز شهره و رسوای اوستکاهش مه از غمِ ماه دلافزای ماست
- غزل شمارهٔ ۴۶۷ جلال الدین محمد مولویغم چه کند با کسی داند غم از کجاستشاد ابد گشت آنک داند شادان کیست
- غزل شمارهٔ ۵۰۷ جلال الدین محمد مولویصاحب حوت از غم امت گریختجان به کجا برد که جای تو نیست
- غزل شمارهٔ ۵۲۷ جلال الدین محمد مولویمریخ بگذارد نری دفتر بسوزد مشتریمه را نماند، مِهتری، شادّیِ او بر غم زند
- غزل شمارهٔ ۵۳۶ جلال الدین محمد مولویای مانده زیر شش جهت هم غم بخور هم غم مخورکان دانهها زیر زمین یک روز نخلستان شود
- غزل شمارهٔ ۵۵۳ جلال الدین محمد مولویگر تو نباشی یارِ من، گشت خراب کارِ منمونسِ و غمگسارِ من، بیتو به سر نمیشود
- غزل شمارهٔ ۵۶۴ جلال الدین محمد مولویاگر گبرم اگر شاکر توی اول توی آخرچو تو پنهان شوی شادی غم و سرسام میگردد
- غزل شمارهٔ ۶۲۴ جلال الدین محمد مولویگویی همه رنج و غم بر من نهد آن همدمچون باغ تو را باشد انگور که را کوبد
