جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۲۵۸ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۶۴۲ جلال الدین محمد مولوییک غمزه دیدار، بِه از دامن دیناردیدار چو باشد غم دینار که دارد
- غزل شمارهٔ ۶۴۶ جلال الدین محمد مولویاکنون بزند گردن غمهای جهان راکاقبال تو چون حیدر کرار درآمد
- غزل شمارهٔ ۷۱۴ جلال الدین محمد مولویهمچون مه نو ز غم خمیدنچون سایه به رو و سر دویدن
- غزل شمارهٔ ۷۲۸ جلال الدین محمد مولویروح ریحی میستاند راح روحی میدهدباز جان را میرهاند جغد غم را میکشد
- غزل شمارهٔ ۷۴۵ جلال الدین محمد مولویزانک بیصاف تو نتوان صاف گشتن در وجودبی تو نتوان رست هرگز از غم و تیمار خود
- غزل شمارهٔ ۷۵۸ جلال الدین محمد مولویز بلاهای معظم نخورد غم نخورد غمدل منصور حلاجی که سر دار تو دارد
- غزل شمارهٔ ۷۵۹ جلال الدین محمد مولویدل من رای تو دارد سر سودای تو داردرخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد
- غزل شمارهٔ ۷۸۶ جلال الدین محمد مولویدر هر آن کنج دلی که غم تو معتکفستنیم شب تابش خورشید بر آن جا بزند
- غزل شمارهٔ ۸۰۶ جلال الدین محمد مولویخوشتر از جان چه بود جان برود باک مدارغم رفتن چه خوری چون به از آن میآید
- غزل شمارهٔ ۸۵۸ جلال الدین محمد مولویبر دل نهاد قفلی یزدان و ختم کردشاز بهر فتح این در در غم تپید باید
- غزل شمارهٔ ۸۶۵ جلال الدین محمد مولویجانا بیار باده که ایام میرودتلخی غم به لذت آن جام میرود
- غزل شمارهٔ ۸۷۴ جلال الدین محمد مولویغم مرد و گریه رفت بقای من و تو بادهر جا که گریهایست کنون خنده میشود
