جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۸٬۰۰۳ نتیجه برای «دم» · صفحهٔ ۲۶۲ از ۱٬۵۰۱
- غزل شمارهٔ ۳۱۴۴ جلال الدین محمد مولویدم معدود اندکی ماندهستنفسی بیشمار بایستی
- غزل شمارهٔ ۳۱۵۵ جلال الدین محمد مولویدم معدود اندکی ماندستنفسی بیشمار بایستی
- غزل شمارهٔ ۳۲۰۱ جلال الدین محمد مولویکس نیست محرم، کوتاه کن دموالله اعلم، والله تالی
- بخش ۱۲۹ - قصهٔ شکایت استر با شتر کی من بسیار در رو میافتم در راه رفتن تو کم در روی میآیی این چراست و جواب گفتن شتر او را جلال الدین محمد مولویدر سر آیم هر دم و زانو زنمپوز و زانو زان خطا پر خون کنم
- بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد جلال الدین محمد مولویگر بدی خون مسلمان کامِ اوکافرم گر بُردَمی من نام او
- بخش ۱۱۵ - نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخنها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معاملهٔ خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد جلال الدین محمد مولویچند دعوی و دم و باد و بروت؟ای ترا خانه چو بیت العنکبوت
- بخش ۱۴ - قصهٔ اهل ضروان و حیلت کردن ایشان تا بی زحمت درویشان باغها را قطاف کنند جلال الدین محمد مولویحیله میکردند کزدمنیش چندکه برند از روزی درویش چند
- بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست جلال الدین محمد مولویزانک عاشق در دم نقدست مستلاجرم از کفر و ایمان برترست
- بخش ۸۷ - مبالغه کردن موش در لابه و زاری و وصلت جستن از چغز آبی جلال الدین محمد مولویگفت کای یار عزیز مهرکارمن ندارم بیرخت یکدم قرار
- بخش ۱۲۸ - بیان آنک یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله چون نبی نیستی ز امت باش چونک سلطان نهای رعیت باش پس رو خاموش باش از خود زحمتی و رایی متراش جلال الدین محمد مولویبیغرض میکرد آن دم اعترافکز ذکاوت راندیم اسپ از گزاف
- بخش ۲۸ - نیت کردن او کی این زر بدهم بدان هیزمکش چون من روزی یافتم به کرامات مشایخ و رنجیدن آن هیزمکش از ضمیر و نیت او جلال الدین محمد مولویمن نمیکردم سخن را فهم لیکبر دلم میزد عتابش نیک نیک
- بخش ۱۲۸ - دعوت کردن مسلمان مغ را جلال الدین محمد مولویهم خَلَق گردم من ار تازه و نومچونک یار این چنین خواری شوم
