جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۲۷۸ از ۵۰۴
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۹ جلال الدین محمد مولویچو از بزمش برون آید کمینه چاکرش سکرانز ملک و ملک و تخت و بخت دارد ننگ و عار ای دل
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۷ جلال الدین محمد مولویهمه بالیدن عاشق پی پالودنی آیدپی قربان همیدان تو هر آنچ پروریدستم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۶ جلال الدین محمد مولویچه کساد آید آن را که خریدار تو باشیچو فزودی تو بهایم که کند طمع مزادم
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۵ جلال الدین محمد مولویز هر ذره جدا صد نقش گوناگون بدید آیدکه هر چه بوهریره را بباید هست در انبان
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۱ جلال الدین محمد مولویاز کرم مپسند این را کاین سوار جان منجز به خرگاهت فرود آید از این رهوار من
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۸ جلال الدین محمد مولویمزن فال بدی زیرا به فال سعد وصل آیدمگو دورم ز شاه خود که نیک اندر جواری تو
- غزل شمارهٔ ۲۵۵۵ جلال الدین محمد مولویکُلَه بگذار و سر میجو کز آن سر سر به دست آیدبه سر بنشین به بزم سر ببین زان سر تو خماری
- غزل شمارهٔ ۲۷۷۸ جلال الدین محمد مولویروز درپیچد صفت در ما و تابد تا به شبشب صفات از ما به تو آید صفاتستان توی
- غزل شمارهٔ ۲۹۹۲ جلال الدین محمد مولویبا آنک بر و بحر یکی جنس و یک فنندهر یک به حس درآید چونشان درآوری
- بخش ۷۶ - فوت شدن دزد به آواز دادن آن شخص صاحبخانه را که نزدیک آمده بود که دزد را دریابد و بگیرد جلال الدین محمد مولویاین مسلمان از کرم میخواندمگر نگردم زود پیش آید ندم
- بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری جلال الدین محمد مولویرومیان گفتند نه نقش و نه رنگدر خور آید کار را جز دفع زنگ
- بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا میکرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج جلال الدین محمد مولویطفل را چون پا نباشد مادرشآید و ریزد وظیفه بر سرش
