جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۲۸۲ از ۵۰۴
- بخش ۵ - حکایت غلام هندو کی به خداوندزادهٔ خود پنهان هوای آورده بود چون دختر را با مهترزادهای عقد کردند غلام خبر یافت رنجور شد و میگداخت و هیچ طبیب علت او را در نمییافت و او را زهرهٔ گفتن نه جلال الدین محمد مولویگفت خواجه مال را نبْوَد ثباتروز آید شب رود اندر جهات
- بخش ۱۶ - رفتن خواجه و قومش به سوی ده جلال الدین محمد مولویکرده آهنگر جمال خود سیاهتا که شب آید ببوسد روی ماه
- بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک جلال الدین محمد مولویتا مبادا یاغیی آید دگرمیفِشارد در جوال او خشک و تر
- بخش ۱۲۷ - بیان آنک عقل جزوی تا بگور بیش نبیند در باقی مقلد اولیا و انبیاست جلال الدین محمد مولویکه روید آنجا رسولی آمدستهر چه میخواهید زو آید به دست
- بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان جلال الدین محمد مولویگر در آید در عدم یا صد عدمچون بخوانیش او کند از سر قدم
- بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان جلال الدین محمد مولویدستکت بوسم بمالم پایکتوقت خواب آید بروبم جایکت
- بخش ۴ - بازگشتن به حکایت پیل جلال الدین محمد مولویمال ایشان خون ایشان دان یقینزانک مال از زور آید در یمین
- بخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدان جلال الدین محمد مولویبر قضا هر کو شبیخون آوردسرنگون آید ز خون خود خورد
- بخش ۴۱ - طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویش جلال الدین محمد مولویپارسی گوییم یعنی این کششزان طرف آید که آمد آن چشش
- بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا جلال الدین محمد مولویعلم و حکمت زاید از لقمهٔ حلالعشق و رقت آید از لقمهٔ حلال
- بخش ۱۲ - حکایت آن صیادی کی خویشتن در گیاه پیچیده بود و دستهٔ گل و لاله را کلهوار به سر فرو کشیده تا مرغان او را گیاه پندارند و آن مرغ زیرک بوی برد اندکی کی این آدمیست کی برین شکل گیاه ندیدم اما هم تمام بوی نبرد به افسون او مغرور شد زیرا در ادراک اول قاطعی نداشت در ادراک مکر دوم قاطعی داشت و هو الحرص و الطمع لا سیما عند فرط الحاجة و الفقر قال النبی صلی الله علیه و سلم کاد الفقر ان یکون کفرا جلال الدین محمد مولویرو بخواهم کرد آخر در لحدآن به آید که کنم خو با احد
- فصل دوازدهم - قَالَ النَّبُّي عَلَیْهِ السَّلَامُ اَللَّیْلُ طَویْلٌ فَلَا تُقَصِّرْهُ جلال الدین محمد مولوی… ه نورانیست. اکنون چرا ما را همان اخلاص برون زندان و برون حالت درد نمی آید؟! هزار خیال فرود می آید که عجب فایده کند یا نکند و تأثیر این خیال هزار کاهلی وملالت می دهد. آن یقین خیال سوز کو؟ خدای (تعالی) جواب می فرماید که آن …
