جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۳۴ از ۶۱۱
- غزل شمارهٔ ۵۱۱ عطار نیشابوریآن در که بسته باید تا چند باز دارمکامروز وقتش آمد کان در فراز دارم
- غزل شمارهٔ ۸۱۹ عطار نیشابوریخواجه تا چند حساب زر و دینار کنیسود و سرمایهٔ دین بر سر بازار کنی
- بخش ۱۴ جامیشاعری به توقع فایده به در خانه معن زایده آمد چند روزی آنجا بود، بار نیافت. از باغبان وی التماس کرد که چون معن به باغ درآید و برکنار آب نشیند مرا آگاه کن! چون آن وقت درآمد باغبان وی را آگاه ساخت، این بیت را که:
- بخش ۳ جامیموشی چند سال در دکان خواجه بقال از نقلهای خشک و میوه های تر مالامال به سر می برد و از آن نعمتهای خشک و تر می خورد خواجه بقال آن را می دید و اغماض می کرد و از مکافات وی اعراض می نمود، تا روزی به حکم آنکه گفته اند:
- بخش ۶۰ - آگاه شدن شاه از رفتن سلامان و خبر نایافتن از حال وی و آیینه گیتی نمای را کار فرمودن و حال وی را دانستن جامیشه چو شد آگاه بعد از چند گاهزان فراق جانگداز عمر کاه
- غزل شمارهٔ ۱۰۹ بیدل دهلویدر طلب تا چند ریزی آبرویکام رایک سبق شاگرد استغناکن این ابرام را
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ بیدل دهلویچون سرو، کلفتی چند پیچیدهاند بر مابار دگر نداریم، دل چیدهاند بر ما
- غزل شمارهٔ ۳۰۶ بیدل دهلویچو سایه چند به هر خاک جبهه سودنهاکه زنگ بخت نگردد کم از زدودنها
- غزل شمارهٔ ۳۰۹ بیدل دهلویفلک این سرکشی چند از غبار آرمیدنهانمیبایست از خاک اینقدر دامن کشیدنها
- غزل شمارهٔ ۹۵۷ بیدل دهلویهوس تا چند بر دل تهمت هر خشک و تر بنددبدزدم در خود آغوشی که بر آفاق دربندد
- غزل شمارهٔ ۱۳۶۸ بیدل دهلویدنیا وتلاش هوس بیخبری چندپیچید هوای کف خاکی به سری چند
- غزل شمارهٔ ۲۳۶۷ بیدل دهلویتا چند به هر مرده و بیمار بگریموقتست به خود گریم و بسیار بگریم
