جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۳٬۷۱۳ نتیجه برای «چند» با فیلتر غزل · صفحهٔ ۳۶ از ۳۱۰
- غزل شمارهٔ ۴۱۵ جلال الدین محمد مولویچند عثمان پر از شرم که از مستی اوچون عمر شرم شکن گشته و خطاب شدست
- غزل شمارهٔ ۴۲۰ جلال الدین محمد مولویذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشتگفت بس چند بُوَد؟ گفتمش از چند گذشت
- غزل شمارهٔ ۴۶۵ جلال الدین محمد مولویگفت خمش چند چند لاف تو و گفت تومن چه کنم ای عزیز گفتن بسیارم اوست
- غزل شمارهٔ ۵۱۶ جلال الدین محمد مولویشیشه چو بشکست و به هر سوی ریختچند کف پای حریفان که خست
- غزل شمارهٔ ۵۷۲ جلال الدین محمد مولویتو از نقصان و از بیشی، نگویی چند اندیشی؟درآ در دین بیخویشی که بس بیخویش خویشانند
- غزل شمارهٔ ۶۰۱ جلال الدین محمد مولویگر جسم تنک دارد جان تو سبک داردهر چند که صد لشکر در کتم عدم دارد
- غزل شمارهٔ ۶۰۲ جلال الدین محمد مولویاز رنگ بلور تو شیرین شده جور توهر چند که جور تو بس تند قدم دارد
- غزل شمارهٔ ۶۱۲ جلال الدین محمد مولویجان از تن آلوده هم پاک به پاکی رفتهر چند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد
- غزل شمارهٔ ۶۱۴ جلال الدین محمد مولویای دل چو در این جویی پس آب چه میجوییتا چند صلا گویی هنگام نماز آمد
- غزل شمارهٔ ۶۱۶ جلال الدین محمد مولویشقه علم عالم هر چند که میرقصدچشم تو علم بیند جان تو هوا داند
- غزل شمارهٔ ۶۵۶ جلال الدین محمد مولویدر هر سخن از جان شما هست جوابیهر چند دهان را به جوابی نگشایید
- غزل شمارهٔ ۶۸۰ جلال الدین محمد مولویبر بیگانگان تا چند باشیبیا جان قدر تو ایشان چه دانند
