جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۳۷۰ از ۷۳۸
- شمارهٔ ۹۷۵ جامیقدت یا رب چه موزون است کز رفتار شیرینشقیامت خیزد اندر شهر اگر ناگه برون آیی
- شمارهٔ ۹۹۷ جامیشب تا به سحر خفته به خلوتگه نازیبی خوابی این دیده بیدار چه دانی
- شمارهٔ ۱۰۱۰ جامیبا که گویم درد خود یا رب درین شب های غمآگه از صبر کم و اندوه بسیارم تویی
- شمارهٔ ۱۰۱۲ جامیجانم ز شوق سوخت چه باشد اگر گهیبویی ز پیرهن به نسیم سحر دهی
- شمارهٔ ۱۰۱۴ جامیدرج گهر آمد لبت آن را به امانتبسپار به جامی که چو او نیست امینی
- بخش ۶۸ - به بام برآمدن وی قدس سره هر آخر روز و با آفتاب خطاب کردن جامیاشک چون ریختی گهر سفتیرو به خورشید کردی و گفتی
- بخش ۱۴ - در دعای دولتخواهی جناب ارشاد پناهی خواجه ناصرالدین عبیدالله ادام الله تعالی ظلال ارشاده علی مفارق الطالبین الی یوم الدین جامیآن که ز حریت فقر آگه استخواجه احرار عبیدالله است
- بخش ۴۳ - حکایت صوفیی که در سماع غنای مغنیه خرقه فقر از سر برکشید و از لجه بی آرام بحر حقیقت به ساحت ساحل مجاز آرمید جامیمرغ دل او چو زدی پر و بالرستی از این دامگه پر وبال
- بخش ۲۷ - اشارت به صراط جامیبلکه در رنج آن گذرگه تنگباشد او را به قدر ضعف درنگ
- بخش ۱۰۷ - حکایت آن زاغ و کبوتر که به مناسبت لنگی همپای یکدیگر شده بودند جامیناگهان دید که از شاخ بلندبرگشادند سوی خاک نژند
- بخش ۱۶ جامیکی فضل را گذارد و آرد به عدل رویدانا که از تفاوت این هر دو آگه است
- بخش ۱۰ - در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و اضطراب در آن ممکن نه جامینه که همچون کمان کشد سوی خویشسازدش جایگه به پهلوی خویش
