جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۵٬۰۴۳ نتیجه برای «سد» · صفحهٔ ۳۷۲ از ۴۲۱
- بخش ۱۱۱ - صف هشتاد و هفتم ناصرخسرو قبادیانی… صل آن تاویل ناطق مر شریعت و کتاب را معنیها َآن بود تا به نفسهای جزیی رسد ، و آن معنیها از راه تاویل اساس همی رسد به نفسهای جزیی . پس درست شد که اساس کلید بود مر حقیقت ترکیبی و تالیفی را .
- بخش ۱۶ - صف دوازدهم ناصرخسرو قبادیانی… انند برویی از رویها دانندش و دانش داننده برویی از رویهای اندر آن هست رسد و آن هست ناچاره از آن روی که دانش داننده بدو رسد متناهی باشد، و هر که گوید مر هست را نهایت نیست محال گفته باشد، از بهر آنک بی نهایت ناشناخته باشد ب …
- مسمط ناصرخسرو قبادیانیبر سر یزدان معتمد در باش مروارید مدوانگه که بگشاید عقد اندامها اندر جسد
- بخش ۵۷ - صف چهل و پنجم ناصرخسرو قبادیانیگروهی از مردمان ایدون گویند که بقاء نفس اندر بقاء جسد است و دعوی کنند که چون جسد را فناء افتاد نفس را هستی نماند این آن گروهند کز حکم الهی و تقدیر کلی خبر ندارند و خویشتن با ستور برابر همی کنند و نمی نگرند که هر چیزی که …
- بخش ۳۷ - صف بیست و نهم ناصرخسرو قبادیانی… خدای تعالی به چند جای بازگفته است اندر کتاب خویش بداند مقدار خویش بشناسد و نفس او توهم نکند باری را سبحانه، اندر یابد که این کفر و شرک باشد، بلک هر که گمان برد که او باری را سبحانه دانسته است دعوی کرده باشد که او از خدای …
- شمارهٔ ۱۱۱ - مطلع دوم خاقانی شروانیصبح پس شب رسد بر کمر آسمانگل پس سبزه دمد بر دهن مرغزار
- شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح عصمت الدین خواهر منوچهر و شفیع آوردن برای اجازهٔ سفر خاقانی شروانیقاف تا قافم تفاخر میرسدکز حجاب قاف عنقا دیدهام
- شمارهٔ ۱۵۰ - در شکایت و عزلت خاقانی شروانیمرا منتهای طلب نیست سدرهکه زا سدرة المنتهی میگریزم
- شمارهٔ ۱۵۱ - در دلتنگی و شکایت از روزگار و خوشدلی از گوشهگیری و قناعت خاقانی شروانیآن همه یک دو سه دیر غم داننه سدیر است و نه غمدان چکنم؟
- شمارهٔ ۱۵۶ - در شکایت از جهان و نعت خاتم پیغمبران خاقانی شروانیشمشاد و سرو را ز تموز و خزان چه باککز گرم و سرد لاله و گل را رسد زیان
- شمارهٔ ۱۶۷ - مطلع سوم خاقانی شروانیگل با همه خرمی که دارداز بعد گیا رسد به بستان
- شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح صفوة الدین بانو و بیان توفیق ادای حج او خاقانی شروانیچون ناخنی ز کعبه نهای دور و زین حسددر چشم دیو ناخنه است استخوان شده
