جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۳۸۷ از ۷۰۴
- بخش ۶۴ - به هم رسیدن شیخ سری قدس سره و تاجر و خریداری کردن شیخ سری تحفه را از وی جامیشیخ را چون بدید خرم شددلش از کار تحفه بی غم شد
- بخش ۵۵ - صفت خزان و فرو ریختن برگ جمال لیلی از شاخسار حیات و وصیت کردن که وی را در زیر پای مجنون به خاک کنند جامیمرد او ز غم فراق و من نیزدل بنهادم به مرگ و تن نیز
- بخش ۱۹ - از مشاهده تغییر حال زلیخا گره تحیر به رشته تفکر کنیزان افتادن و دایه بر سر انگشت استفسار گره را از آن رشته گشادن جامیاگر بر مشک گردد پرده صد تویکند غمازی از صد پرده اش بوی
- بخش ۲۶ - پیغام فرستادن مجنون پیش پدر تا لیلی را برای وی خواستگاری کند و بردن پدر وی اعیان قبیله را به جهت کفایت این مقصود جامیگیرم که ز غم زبون توان بودبر آتش و تیغ چون توان بود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ پروین اعتصامیهمه یغما گر و دزدند درین معبرکیست آنکو نگرفتند گریبانش
- شمارهٔ ۱۳۶ - گنج درویش پروین اعتصامینفس یغماگر، چنان یغما کندکه ترا در یک نفس، بی پا کند
- شمارهٔ ۵ - در مدح ملک الوزراء مختار الدین خاقانی شروانیهین تبر در شیشهٔ افلاک از آنکگل به نیل جان غمخوار آمده است
- شمارهٔ ۸ - در مرثیهٔ خواجه ابوالفارس خاقانی شروانیهیچ حاصل به جز دریغم نیستز آنچه بر من ز گرم و سرد گذشت
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکه خاقانی شروانیاقطاع و برات رفت و از کسیک پرسش غم نشان ندیده است
- شمارهٔ ۵۴ - در ستایش رکن الدین محمد بن عبد الرحمن طغان یزک خاقانی شروانیساغر گلفام خواه کز دهن کوسنغمهٔ گلبام وقت بام برآمد
- شمارهٔ ۹۶ - در بیماری فرزند و تاثر از درگذشت وی گوید خاقانی شروانیشهر بندان بلاگر حشر از صبر کنندخانه غوغای غمان برد، حشر بازدهید
- شمارهٔ ۹۸ - خاقانی این قصیده را در مرثیهٔ فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویند. خاقانی شروانیغم رصد وار ز لب باج نفس میگیردلب ز بیم رصد غم به حذر بگشایید
