جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۳۹۲ از ۱٬۰۳۳
- شمارهٔ ۲۵ خاقانی شروانیپس ز طاعت بده زکاتش از آنکبه زکات است مال را برکات
- شمارهٔ ۲۶ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود خاقانی شروانیدر بیع گاه دهر به بادی بداد عمردر قمرهٔ زمانه به خاکی بباخت بخت
- غزل شمارهٔ ۲۷ خاقانی شروانیبه که نالم که اندر نسل آدمبدیدم آدمیخویی نمانده است
- شمارهٔ ۲۹ - در بیان دوستی و دشمنی خلق خاقانی شروانیپس چو دولت روی برتابد تو را از هر که هستدوستتر گشت آنکه بود از ابتدا دشمنترت
- غزل شمارهٔ ۳۰ خاقانی شروانیدردا که چنگ عمر شد ز ساز و بدتر آنکسرنای گم به بودهٔ ماتم پدید نیست
- غزل شمارهٔ ۳۷ خاقانی شروانیدستهٔ گل بود کز دورم نمودچون بدیدم آتش اندر چنگ داشت
- غزل شمارهٔ ۴۳ خاقانی شروانیابر مشعبد نهاد پیش طلسم بهارهر سحر از هر شجر سِحرنمای آمده است
- شمارهٔ ۵۱ - قصیده خاقانی شروانیآخر گیتی است نشانی بدانکدفتر دلها ز وفا پاک شد
- رباعی شمارهٔ ۵۹ خاقانی شروانیگر خود به مثل آب حیات است آن لبچون خضر بدو رسید در کارم نیست
- رباعی شمارهٔ ۶۲ خاقانی شروانیچون درد بدید، آن لبِ افسونخوانتاز دست لبت گریخت در دندانت
- غزل شمارهٔ ۶۲ خاقانی شروانیدل هیچ نیارامد چون عشق بجنبددر آتش سوزنده چه آرام توان یافت
- شمارهٔ ۶۴ - فیلسوف اجل افضل الدین ساوی این قطعه را در آنوقت که خاقانی به رسالت سلطان ارسلان رفته بود بدو فرستاد خاقانی شروانیکسی که از پس احمد روا بود مرسلبزرگوار امیر امام خاقانی است
