جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۲۹۱ نتیجه برای «زر» · صفحهٔ ۴۱۱ از ۵۲۵
- بخش ۱۲۲ - سبب حرمان اشقیا از دو جهان کی خسر الدنیا و الآخرة جلال الدین محمد مولویچون حکیمک اعتقادی کرده استکآسمان بیضه زمین چون زرده است
- سوم جلال الدین محمد مولویای برای آفتابت فتنه گشته آفتابروی سرخ من توی از روی زردم رو متاب
- بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلام جلال الدین محمد مولویاو بگوید زآنک میآزردهایتو بگویی نیک شادم کردهای
- بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر جلال الدین محمد مولویگر جهان پیشت بزرگ و بیبنیستپیش قدرت ذرهای میدان که نیست
- بخش ۱۴۲ - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دو جلال الدین محمد مولویهین چرا خشکی که اینجا چشمه هاستهین چرا زردی که اینجا صد دواست
- بخش ۴۱ - بقیهٔ قصهٔ آهو و آخر خران جلال الدین محمد مولویوآن دگر تسخر زدی کز جزر و مدگوهر آوردست کی ارزان دهد
- بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعامالله جلال الدین محمد مولویزرق چون برقست و اندر نور آنراه نتوانند دیدن رهروان
- بخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درخت جلال الدین محمد مولویخویشتن در خاک کلی محو کردتا نماندش رنگ و بو و سرخ و زرد
- بخش ۶۴ - در ابتدای خلقت جسم آدم علیهالسلام کی جبرئیل علیهالسلام را اشارت کرد کی برو از زمین مشتی خاک برگیر و به روایتی از هر نواحی مشت مشت بر گیر جلال الدین محمد مولویهم ز عزرائیل با قهر و عطبتو بهی چون سبق رحمت بر غضب
- بخش ۷۸ - جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود جلال الدین محمد مولویهیچ وازر وزر غیری بر نداشتمن نیم وازر خدایم بر فراشت
- بخش ۶۹ - بیان آنک مخلوقی کی ترا ازو ظلمی رسد به حقیقت او همچون آلتیست عارف آن بود کی بحق رجوع کند نه به آلت و اگر به آلت رجوع کند به ظاهر نه از جهل کند بلک برای مصلحتی چنانک ابایزید قدس الله سره گفت کی چندین سالست کی من با مخلوق سخن نگفتهام و از مخلوق سخن نشنیدهام ولیکن خلق چنین پندارند کی با ایشان سخن میگویم و ازیشان میشنوم زیرا ایشان مخاطب اکبر را نمیبینند کی ایشان چون صدااند او را نسبت به حال من التفات مستمع عاقل به صدا نباشد چنانک مثل است معروف قال الجدار للوتد لم تشقنی قال الوتد انظر الی من یدقنی جلال الدین محمد مولویاو به صنعت آزرست و من صنمآلتی کو سازدم من آن شوم
- بخش ۱۴۴ - حکایت آن زن کی گفت شوهر را کی گوشت را گربه خورد شوهر گربه را به ترازو بر کشید گربه نیم من برآمد گفت ای زن گوشت نیم من بود و افزون اگر این گوشتست گربه کو و اگر این گربه است گوشت کو جلال الدین محمد مولویهر دو او باشد ولیک از ریع زرعدانه باشد اصل و آن که پره فرع
