جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۴۳۷ از ۷۳۸
- شمارهٔ ۳۷۵ وحشی بافقیخواهد دگر به دامگهی بال بستهایمرغ قفس شکستهای از دام جَستهای
- بخش ۲۷ - در جواب گفتگوی شیرین و قبول نمودن فرهاد کندن کوه بیستون را به جهت عمارت وحشی بافقیکه تا انجام کار آن شوخ طنازبه هر نزهتگهی جشنی کند ساز
- بخش ۳۲ - مرغ خوش لهجه و شاهین شکاری از تست اقبال لاهوریهمه افکار من از تست چه در دل چه بلبگهر از بحر بر آری نه بر آری از تست
- بخش ۸۷ - سخن تازه زدم کس بسخن وا نرسید اقبال لاهوریسنگ می باش و درین کارگه شیشه گذروای سنگی که صنم گشت و به مینا نرسید
- بخش ۱۳۲ - هنگامه را که بست درین دیر دیر پای اقبال لاهوریدر ’بنگه فقیر و به کاشانهٔ امیرغمها که پشت را به جوانی کند دو تای
- بخش ۳۹ - شب من سحر نمودی که به طلعت آفتابی اقبال لاهوریغم و عشق و لذت او اثر دو گونه داردگهی سوز و دردمندی گهی مستی و خرابی
- بخش ۲۲۳ - بیا که ساقی گلچهره دست بر چنگ است اقبال لاهوریز خود گذشته ئی ای قطره محال اندیششدن به بحر و گهر برنخاستن ننگ است
- بخش ۹۸ - نیابی در جهان یاری که داند دلنوازی را اقبال لاهورینیابی در جهان یاری که داند دلنوازی رابخود گم شو نگه دار آبروی عشق بازی را
- بخش ۱۲۲ - ترا نادان امید غمگساریها ز افرنگ است اقبال لاهوریخودی را پرده میگوئی بگو من با تو این گویممزن این پرده را چاکی که دامان نگه تنگ است
- بخش ۱۳ - دل دیده ئی که دارم همه لذت نظاره اقبال لاهوریدل زنده ئی که دادی به حجاب در نسازدنگهی بده که بیند شرری بسنگ خاره
- بخش ۲۳ - بر مزار حضرت احمد شاه باباعلیه الرحمه مؤسس ملت افغانیه اقبال لاهوریاز دل و دست گهر ریزی که داشتسلطنت ها برد و بی پروا گذاشت
- بخش ۲۱۸ - می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر اقبال لاهوریبسکه غیرت میبرم از دیدهٔ بینای خویشاز نگه بافم به رخسار تو رو بندی دگر
