جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۴۲ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۴ جلال الدین محمد مولویالا ای شحنه خوبی ز لعل تو بسی گوهربدزدیدست جان من برنجانش برنجانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۲۹ جلال الدین محمد مولویگم گشت دل مسکین اندر خم زلف اوباشد که بدید آید بسیار بشوریدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۳۵ جلال الدین محمد مولویمسلمانان کجا شد نامداریکه میدیدم چو شمع اندر میانش
- غزل شمارهٔ ۱۲۴۸ جلال الدین محمد مولویبانگ بر طوفان بزن تا او نباشد خیره کششمع را تهدید کن کای شمع چون پروانه باش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۱ جلال الدین محمد مولویآن جمالی که فرشته نبود محرم اوگر ندارد سر دیدار بشر میرسدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۵۲ جلال الدین محمد مولویهر که در دیده عشاق شود مردمکیآن نظر زود سوی گوهر انسان کشدش
- غزل شمارهٔ ۱۲۶۹ جلال الدین محمد مولویآینهام من آینهام من تا که بدیدم روی چو ماهشچشم جهانم چشم جهانم تا که بدیدم چشم سیاهش
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۵ جلال الدین محمد مولویبیا که چون تو نبودست و هم نخواهد بودبیا که چون تو ندیدست دیدگان سماع
- غزل شمارهٔ ۱۲۹۶ جلال الدین محمد مولویبیا که بی تو به بازار عشق نقدی نیستبیا که چون تو زری را ندید کان سماع
- غزل شمارهٔ ۱۳۰۹ جلال الدین محمد مولویای بده جانتر ز جان دیدار عشقوی فزون از جان و جا اقبال عشق
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۰ جلال الدین محمد مولویای ناطق الهی و ای دیده حقایقزین قلزم پرآتش ای چاره خلایق
- غزل شمارهٔ ۱۳۱۱ جلال الدین محمد مولویعقل بدید آتشی گفت که عشقست و نیعشق ببیند مگر دیده بینای عشق
