جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۴۵ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۵ جلال الدین محمد مولویخواهی که مرا بینی ای بسته نقش تنجان را نتوان دیدن من جان خراباتم
- غزل شمارهٔ ۱۴۴۶ جلال الدین محمد مولویساقی می جانان بگذر ز گران جاناندزدیده ز رهبانان آهسته که سرمستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۵۱ جلال الدین محمد مولویآن دم که بخندید او من نیز بخندیدموان دم که برآشفت او من نیز برآشفتم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۴ جلال الدین محمد مولویهر رنج که دیدهست او در رنج شدیدست اومحو است که عید است او باقی دهل و لم لم
- غزل شمارهٔ ۱۴۶۶ جلال الدین محمد مولویگفتم که مها، جانی امروز دگر سانیگفتا که برو! منگر! از دیده انسانم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۴ جلال الدین محمد مولویبپرسید از آنها که دیدند نشانهاکه تا شُکر بگویند که ما از چه رهیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۷۵ جلال الدین محمد مولویشما مست نگشتید وزان باده نخوردیدچه دانید؟ چه دانید؟ که ما در چه شکاریم
- غزل شمارهٔ ۱۴۸۱ جلال الدین محمد مولویبا آیت کرسی به سوی عرش پریدیمتا حیّ بدیدیم و به قیّوم رسیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۰ جلال الدین محمد مولویاز شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیماز شاخ درخت تو چنین خام فتیدیم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۴ جلال الدین محمد مولویدر عشق دلداری مانند گلزاریجان دیدم جان دیدم دل دادم دل دادم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۶ جلال الدین محمد مولویچه دیدم خواب شب کامروز مستمچو مجنونان ز بند عقل جستم
- غزل شمارهٔ ۱۴۹۸ جلال الدین محمد مولویتُرُش دیدم جهانی را من از ترسدر آن دوشاب چون آچار گشتم
