جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۸۵۵ نتیجه برای «گه» · صفحهٔ ۴۴۵ از ۷۳۸
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ جلال الدین محمد مولویگهی ز بوسه یار و گهی ز جام عقارمجال نیست سخن را نه رمز و ایما را
- غزل شمارهٔ ۲۵۰ جلال الدین محمد مولویدر دل هر ذره تو را درگهیستتا نگشایی بود آن در خفا
- غزل شمارهٔ ۲۹۴ جلال الدین محمد مولویروان و جانت آنگه شاد گرددکز این جا سوی تو آید روان آب
- غزل شمارهٔ ۳۹۶ جلال الدین محمد مولویراست شو در راه ما وین مکر را یک سوی نهزان که این میدان ما جولانگه مکار نیست
- غزل شمارهٔ ۴۰۹ جلال الدین محمد مولویکِه رسول حق« الناس معادن» گفتهستمَعْدَنِ نُقْرِه و زَرّ اَسْت و یَقین، پُرگُهَر اَسْت
- غزل شمارهٔ ۴۱۰ جلال الدین محمد مولویآنکه سرسبزی خاکست و گهربخش فلکچاشنی بخش وطنهاست اگر بیوطنست
- غزل شمارهٔ ۴۷۹ جلال الدین محمد مولویهزار وعده ده آنگه خلاف کن همه راکه آن سراب که ارزد صد آب خوش اینست
- غزل شمارهٔ ۵۱۹ جلال الدین محمد مولویچندان فرو خور اندُهان تا پیشت آید ناگهانکرسی و عرش اعظمش کالصبر مفتاح الفرج
- غزل شمارهٔ ۵۵۲ جلال الدین محمد مولویچیست صلای چاشتگه خواجه به گور میروددیر به خانه وارسد منزل دور میرود
- غزل شمارهٔ ۵۶۳ جلال الدین محمد مولوینه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر داردنه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
- غزل شمارهٔ ۵۹۱ جلال الدین محمد مولویگهی در کوی بیماران چو جالینوس میگرددگهی بر شکل بیماران به حیلت زار میآید
- غزل شمارهٔ ۵۹۸ جلال الدین محمد مولوییا چون صدفِ تشنه بگشادهدهان آیدتا قطره به خود گیرد در خویش گهر یابد
