جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۵۰ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۱ جلال الدین محمد مولویاز پس مرگ من اگر دیده شود خیال توزود روان روان شود در پی تو روان من
- غزل شمارهٔ ۱۸۵۶ جلال الدین محمد مولویتو بوسه عشق را دیدی مگر ای دل که پریدیکه هر جزوت شدهست ای دل چو لب نالان و بوسه چین
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۲ جلال الدین محمد مولویدیدم ز تو من نقشی بر کالبدی بستهجان گفت علی الله گو دل گفت علالا کن
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۰ جلال الدین محمد مولویمعذوری خود دیده در خویش ترنجیدهعذر دگران خواهد از باب هنرمندان
- غزل شمارهٔ ۱۸۷۲ جلال الدین محمد مولویتابوت کسان دیده وز دور بخندیدهوان چشم تو نگشوده رو کم ترکوا برخوان
- غزل شمارهٔ ۱۸۸۰ جلال الدین محمد مولوییاران بشوریده با جان بسوزیدهبگشاده دل و دیده در شاهد بیکابین
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۱ جلال الدین محمد مولویداروی دل و دیده نبودهست و نباشدای یوسف خوبان به جز از روی تو دیدن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۴ جلال الدین محمد مولویدر کوچه کوران تو یکی روز گذشتیافتاد دو صد خارش در دیده کوران
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۶ جلال الدین محمد مولویخداوندا از آن خوشتر چه باشدبدیدن روی تو پیش تو مردن
- غزل شمارهٔ ۱۹۰۹ جلال الدین محمد مولویپدید آمد از آن آتش به ناگهمیان شب هزاران صبح روشن
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۹ جلال الدین محمد مولوینادیده گرفتن این جهان رامر دیده خویش را بدیدن
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۱ جلال الدین محمد مولویدیدار حق است مؤمنان راخوارزم نبیند و دهستان
