جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۵۱ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۵ جلال الدین محمد مولویاز درون سو آشنا و از برون بیگانه رواین چنین پرمهر دشمن من ندیدم در جهان
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۶ جلال الدین محمد مولویهست این سر ناپدید و هست سرنایی نهاناز می لبهاش باری مست شد سرنای من
- غزل شمارهٔ ۱۹۳۹ جلال الدین محمد مولویای دریغا چشم بودی تا بدیدی در هواتا روان دیدی روان گشته روان عاشقان
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۳ جلال الدین محمد مولویبر سر گور بدن بین روحها رقصان شدهتا بدیده صد هزاران خویشتن بیخویشتن
- غزل شمارهٔ ۱۹۴۵ جلال الدین محمد مولویهر که را افسرده دیدی عاشق کار خود استمنگر اندر کار خویش و بنگر اندر کار من
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۰ جلال الدین محمد مولویبر در مخدوم شمس الدین ز دیده آب زندر همه هستی ز نار چهره او نار زن
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۳ جلال الدین محمد مولویاز در دل درشدم امروز دیدم حال اوزردروی و جامه چاک و بییسار و بییمین
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۴ جلال الدین محمد مولویچه شراب است کز آن بو گلتر آهوی ناف استبه زمستان نه که دیدی همه را چون سگ گرگین
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۳ جلال الدین محمد مولویچند صفها بشکستی و بدیدی همه راهیچ دیدی تو صفی چون صف اشکسته من
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ جلال الدین محمد مولویز صلاح دل و دین زر برم و زر کوبمتا مفرح شود آن را که بود دیده جان
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۲ جلال الدین محمد مولویجان من جان تو جانت جان منهیچ کس دیدهست یک جان در دو تن
- غزل شمارهٔ ۲۰۱۵ جلال الدین محمد مولویفقر را در خواب دیدم دوش منگشتم از خوبی او بیهوش من
