جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۵۴ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۷ جلال الدین محمد مولویای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تونقشهایی دیدم از گلزار تو گلزار تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۹۸ جلال الدین محمد مولویهر کجا تو خشم دیدی کبر را در خشم جوگر خوشی با این دو مارت خود برو ضحاک شو
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۰ جلال الدین محمد مولویای صبا خوش آمدی چون بازگردی سوی دوستحال من دزدیده اندر گوش عیاری بگو
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۱ جلال الدین محمد مولویصد هزار انگشتها اندر اشارت دیده شدسوی او از نور جانها کای فلان این است او
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۲ جلال الدین محمد مولویمن نظر کردم به جانِ سادهی بیرنگِ خویشزرد دیدم نقشش از صفرای تو صفرای تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۱۵ جلال الدین محمد مولویگر رَود دیده و عقل و خرد و جان، تو مروکه مرا دیدنِ تو بهتر از ایشان، تو مرو
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۲ جلال الدین محمد مولویمست دیدی که شکوفه اش همه در است و عقیقبادهای کو چو اویس قرنی دارد بو
- غزل شمارهٔ ۲۲۲۵ جلال الدین محمد مولویشکر ایزد را که دیدم روی تویافتم ناگه رهی من سوی تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۳۴ جلال الدین محمد مولویای دیده من جمال خود اندر جمال توآیینه گشتهام همه بهر خیال تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۳ جلال الدین محمد مولویعید و عرفه خندیدن تومشک و گل ما بوی خوش تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۲ جلال الدین محمد مولویخوارزمیان منکر شده دیدار بیچون را ولیاز بینش بیچون تو خوارزم تو پا کوفته
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۶ جلال الدین محمد مولویجسته برات جان از او باز چو دیده روی اوکیسه دریده پیش او جمله برات ریخته
