جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۸٬۴۴۳ نتیجه برای «غم» · صفحهٔ ۴۶ از ۷۰۴
- غزل شمارهٔ ۳۶۴ خاقانی شروانیمرا روزی نپرسی کآخر ای غمخوار من چونیدل بیمار تو چون است و تو در تیمار من چونی
- غزل شمارهٔ ۴۹۳ حافظ شیرازیاِی پادِشَهِ خوبان! داد از غَمِ تَنْهاییدِل، بیتو، به جان آمَد؛ وَقْت است کِه بازآیی
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ سعدی شیرازیآن را که غمی چون غم من نیست چه داندکز شوق توام، دیده چه شب میگذراند؟
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ سعدی شیرازیهر که سودای تو دارد، چه غم از هر که جهانش؟نگران تو، چه اندیشه و بیم از دگرانش؟
- غزل شمارهٔ ۴۶ جلال الدین محمد مولویدی بنواخت یار من بنده غم رسیده راداد ز خویش چاشنی جان ستم چشیده را
- غزل شمارهٔ ۲۱۵ جلال الدین محمد مولویمن از کجا غم و شادی این جهان ز کجامن از کجا غم باران و ناودان ز کجا
- غزل شمارهٔ ۵۶۵ جلال الدین محمد مولویاگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم داردکه نی عاشق نمییابد که نی دلخسته کم دارد
- غزل شمارهٔ ۹۵۹ جلال الدین محمد مولویاگر دل از غم دنیا جدا توانی کردنشاط و عیش به باغ بقا توانی کرد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱۲ جلال الدین محمد مولویدست بنه بر دلم از غم دلبر مپرسچشم من اندرنگر از می و ساغر مپرس
- غزل شمارهٔ ۱۳۹۲ جلال الدین محمد مولوییار شدم، یار شدم، با غم تو یار شدمتا که رسیدم بَرِ تو، از همه بیزار شدم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹۷ جلال الدین محمد مولویاین چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریمجمع مستان را بخوان تا بادهها با هم خوریم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲۷ جلال الدین محمد مولویبه غم فرونروم باز سوی یار رومدر آن بهشت و گلستان و سبزه زار روم
