جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۷۹ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۸۵ صائبمیگدازندت به چشمِ شور، این نادیدگانمن گرفتم بَدر گرداندی هِلالِ خویش را
- غزل شمارهٔ ۹۳ صائبآنچنان کز چشمه سنبل شستهرو آید برونپاک سازد دیدههای پاکبین عشاق را
- غزل شمارهٔ ۱۰۷ صائبخورد از بس زخم های منکر از نادیدنیمرهم زنگار کرد آیینه من زنگ را
- غزل شمارهٔ ۱۱۰ صائببا تهی چشمان چه سازد نعمتِ روی زمین؟سیری از خرمن نباشد دیدهٔ غربال را
- غزل شمارهٔ ۱۱۲ صائبچون شرر بر جان نمیلرزم ز بیمِ نیستیدیدهام در نقطهٔ آغاز خود، انجام را
- غزل شمارهٔ ۱۱۷ صائبمن که در خامی چو عنبرسود خود را دیده امنیست ممکن پخته سازد جوشِ این دریا مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۸ صائببود از بس بر دل من دیدنِ مردم گرانشد سبک در دیده کوهِ قاف چون عنقا مرا
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ صائبگفتم از خط، حسن او صائب برآید از حجابپردهٔ شرمِ دگر گردید محجوب مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۰ صائبقطرهای هم در سوادِ دیدهاش میبود کاشاینقدر آبی که در تیغ است جلاد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ صائبگرچه جا در دیده آن نورِ نظر دارد مراشوقِ چون خورشیدِ تابان دربدر دارد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ صائبخوشتر از کُنجِ دهانِ یار میآید به چشمگوشهای کز دیدهٔ مردم نهان سازد مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ صائبدر گدازِ گوهرِ من آتشی در کار نیستدیدنِ گل همچو شبنم آب میسازد مرا
