جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۰۳۹ نتیجه برای «آید» · صفحهٔ ۴۸۰ از ۵۰۴
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ جلال الدین محمد مولویگفت آخر چون درآید خانه تا سر آتش استمیبسوزد هر دو عالم را ز آتشهای لا
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ جلال الدین محمد مولویمستند همه خانه کسی را خبری نیستاز هر کی درآید که فلانست و فلانهست
- غزل شمارهٔ ۱۴۳۳ جلال الدین محمد مولویز کوب غم چه غم دارم که با او پای می کوبمچه تلخی آیدم چون من بر شیرین ذقن باشم
- غزل شمارهٔ ۱۹۹۱ جلال الدین محمد مولویجهد کن تا لگن جهل ز دل برداریتا که از مشرق جان صبح برآید روشن
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۴ جلال الدین محمد مولویمیباش همچون ماهیان در بحر آیان و روانگر یاد خشکی آیدت از بحر سوی گنگ شو
- غزل شمارهٔ ۲۶۳۰ جلال الدین محمد مولویروزی که روم جانب دریای معانییاد آیدت این جمله مقالات افندی
- غزل شمارهٔ ۲۸۴۰ جلال الدین محمد مولویچه خوش است زر خالص چو به آتش اندرآیدچو کند درون آتش هنر و گهرنمایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۸۸ جلال الدین محمد مولویگلو چو سخت بگیری سبک برآید جاندرآیدم ز تو جان چون گلوم افشاری
- بخش ۶ - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانهای بگرفت جلال الدین محمد مولویچند گاهی او بپوشاند که تاآیدت زان بد پشیمان و حیا
- بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون جلال الدین محمد مولویمر هوا را تو وزیر خود مسازکه برآید جان پاکت از نماز
- بخش ۱۵۹ - متهم کردن غلامان و خواجهتاشان مر لقمان را کی آن میوههای ترونده را که میآوردیم او خورده است جلال الدین محمد مولویمیفرستاد او غلامان را به باغتا که میوه آیدش بهر فراغ
- بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بینوایی خویشتن جلال الدین محمد مولویآنک زلف جعد و رعنا باشدشچون کلاهش رفت خوشتر آیدش
