جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۴۹ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۲۸۸۹ جلال الدین محمد مولویسجده کردند ملایک تن آدم را زودپرتو جان تو دیدند در آن جسم سنی
- غزل شمارهٔ ۲۹۷۶ جلال الدین محمد مولویدریا بدیدهایم که در وی گهر بوددریا درون گوهر کی کرد باوری
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۰ جلال الدین محمد مولویمرغ دلم میطپید هیچ سکونی نداشتمسکن اصلیش دید یافت در او ساکنی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱۵ جلال الدین محمد مولویمستی از آن دید و داد شادی از آن بخت شادچشم بدت دور باد تا که کنی لمتری
- غزل شمارهٔ ۳۰۲۹ جلال الدین محمد مولویبی مه او جان چو چرخ زیر و زبر بودماهی بیآب را کی دید قراری
- غزل شمارهٔ ۳۰۴۵ جلال الدین محمد مولویمن آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسیتو جز خیال نبینی که مست خواب و نعاسی
- غزل شمارهٔ ۳۰۹۱ جلال الدین محمد مولویاگر دمی بگذاری هوا و نااهلیببینی آنچ نبی دید و آنچ دید ولی
- غزل شمارهٔ ۳۱۲۶ جلال الدین محمد مولویگل سرخ دیدم شدم زعفرانییکی لعل دیدم شدم زر کانی
- غزل شمارهٔ ۳۱۳۲ جلال الدین محمد مولویچون دید ما را مست تو یارانالید سرنا کامشب نخسپی
- بخش ۴۸ - تفسیر وَ هُوَ مَعَکُمْ جلال الدین محمد مولویهی نه اسپست این به زیر تو پدیدگفت آری لیک خود اسپی که دید
- بخش ۵۹ - مثل جلال الدین محمد مولویآن یکی میشد به ره سوی دکانپیش ره را بسته دید او از زنان
- بخش ۱۴۳ - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما جلال الدین محمد مولوینایب من باش در قسمتگریتا پدید آید که تو چه گوهری
