جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۶٬۶۰۱ نتیجه برای «جام» · صفحهٔ ۵۲ از ۵۵۱
- غزل شمارهٔ ۱۷۹۷ جلال الدین محمد مولویگفتم منم در دام تو چون گم شوم بیجام توبفروش یک جامم به جان، وانگه ببین بازار من
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۳ جلال الدین محمد مولویباده خاص خوردهای جام خلاص خوردهایبوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۱ جلال الدین محمد مولویگر جام تو بشکستم مستم صنما مستممستم مهل از دستم و اندر خطر افتادن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۳ جلال الدین محمد مولویبر همدگر افتادن مستان چه لطیف استوز همدگر آن جام وفا را بربودن
- غزل شمارهٔ ۱۸۹۷ جلال الدین محمد مولویز جام باده خاموش گویاتو را بیخویش بنشاند خمش کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۰ جلال الدین محمد مولویبه پیش جام بحرآشام ایشانتو دریای جهان را مختصر بین
- غزل شمارهٔ ۱۹۱۴ جلال الدین محمد مولوینیم قانع به یک جام و به صد جامدوساله پیش تو دارم قضا کن
- غزل شمارهٔ ۱۹۲۱ جلال الدین محمد مولوییک جام برآر همچو خورشیدعالی کن از آن نهال پستان
- غزل شمارهٔ ۱۹۵۱ جلال الدین محمد مولویز آفتابی کآفتاب آسمان یک جام او استذرهها و قطرهها را مست و دست انداز بین
- غزل شمارهٔ ۱۹۸۵ جلال الدین محمد مولویز عقیق جام داری نمکی تمام داریچه غریب دام داری جهت شکار مستان
- غزل شمارهٔ ۲۰۳۸ جلال الدین محمد مولویاز لعل می فروشت سرمست کن جهان رابستان ز زهره چنگش بر جام و ساغرش زن
- غزل شمارهٔ ۲۰۵۰ جلال الدین محمد مولویآن خانه را که جام نباشد چو نیست نورما خانه ساختیم تو تدبیر جام کن
