جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۷٬۳۳۲ نتیجه برای «چند» · صفحهٔ ۵۵۴ از ۶۱۱
- بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدا جلال الدین محمد مولویما بعکس آن ز غیر حق خبیربیخبر از حق و از چندین نذیر
- بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا میکرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج جلال الدین محمد مولویاین و صد چندین مرورا معجزاتنور رویش بیجهات و در جهات
- بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر جلال الدین محمد مولوینادر این باشد که چندین اختیارساجد اندر اختیارش بندهوار
- سیپنجم جلال الدین محمد مولوییکی چندی نهان شو تا نگرددهمه بازار مهرویان کسادی
- بخش ۱۱۷ - بیان مجاهد کی دست از مجاهده باز ندارد اگر چه داند بسطت عطاء حق را کی آن مقصود از طرف دیگر و به سبب نوع عمل دیگر بدو رساند کی در وهم او نبوده باشد او همه وهم و اومید درین طریق معین بسته باشد حلقهٔ همین در میزند بوک حق تعالی آن روزی را از در دیگر بدو رساند کی او آن تدبیر نکرده باشد و یرزقه من حیث لا یحتسب العبد یدبر والله یقدر و بود کی بنده را وهم بندگی بود کی مرا از غیر این در برساند اگر چه من حلقهٔ این در میزنم حق تعالی او را هم ازین در روزی رساند فیالجمله این همه درهای یکی سرایست مع تقریره جلال الدین محمد مولوییار را چندین بجویم جد و چستکه بدانم که نمیبایست جست
- بخش ۷۴ - قصهٔ ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانش را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب محکمی در و گرانی قفل جلال الدین محمد مولویمَشعَله بر کرده چندین پهلوانجانبِ حُجره روانه شادمان
- بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیهالسلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن جلال الدین محمد مولویمثنوی چندان شود که چل شترگر کشد عاجز شود از بار پر
- بخش ۲۸ - باز گردانیدن صدیق رضی الله عنه واقعهٔ بلال را رضی الله عنه و ظلم جهودان را بر وی و احد احد گفتن او و افزون شدن کینهٔ جهودان و قصه کردن آن قضیه پیش مصطفی علیهالسلام و مشورت در خریدن او جلال الدین محمد مولویبر سرت چندان زنیم ای بد صفاتکه بگویی ترک شید و ترهات
- بخش ۲۵ - کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب جلال الدین محمد مولوییا چو بانگ رعد ایام بهارباغ مییابد ازو چندین نگار
- بیست و هفتم جلال الدین محمد مولویهرچند که ظالمست و مجرممظلوم و شکسته دل شمارش
- فصل پنجاه و ششم - اکملالدّین گفت مولانا را عاشقم جلال الدین محمد مولوی… لی صُوْرَتِهِ در وصف الوهیت که مضادّ صفت عبودیّت است مستعار نهادهاست چندین بر سرش میکوبد و آن سرکشی مستعار را نمیگذارد زود فراموش میکند این بیمرادیها را ولیکن سودش ندارد تا آن وقت که آن مستعار را ملک او نکنند از س …
- بخش ۱۱۲ - منازعت چهار کس جهت انگور کی هر یکی به نام دیگر فهم کرده بود آن را جلال الدین محمد مولویچونک بسپارید دل را بی دغلاین درمتان میکند چندین عمل
